تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
مىشناسى ؟ جبرئيل گفت : آرى او در آسمان از زمين مشهورتر است و فرشتگان او را حليم قريش مىنامند و او در حياتت وزيرت و بعد از وفاتت جانشينت خواهد بود . ابن حبان از طريق اسماعيل بن محمد بن يوسف آن را آورده و گفته است : اسماعيل حديث مىدزدد و به گفته اش احتجاج نمىشود كرد . و ابن طاهر گفته است : او كذاب است . و ابو العباس اليشكرى آن را در فوائدش « اليشكريات » چنان كه در « اللئالى » جلد 1 صفحهء 152 آمده از طريق احمد بن حسن بن ابان مصرى يعنى همان كذاب دجال حديث ساز كه قبلا شرح حالش گفته شد ، روايت كرده است . 20 - ابن عساكر از ابى بكرة روايت كرده كه گفت : پيش عمر رضى اللَّه عنه رفتم پيش او جمعى بودند و غذا مىخوردند ، او زير چشمى مردى را كه در انتهاى جمعيت بوده نگاه مىكرد و به او گفت : از كتابهاى پيش كه خوانده اى در مورد خلافت چه يافتى ؟ او در جواب گفت : « خليفهء پيامبر صديق اوست » . سيوطى آن را در « الخصائص الكبرى » جلد 1 صفحهء 30 در مورد اثبات اين كه : از ابى بكر در كتب امتهاى پيش ياد شده ، آورده است . ما براى اين روايت سند درستى نيافتيم و همين سستى آن را بس است كه مرسل است ، و آن مرد كتابى را كه در انتهاى جمعيت بوده نمىشناسيم تا دربارهء مقدار دين و مورد اعتماد بودنش نظر بدهيم ، و بر فرض ثبوت اين روايت ، در صورتى قابل استدلال است كه مانند عمر خلافت و صديق بودن ابو بكر و عدم مشاركت ديگرى را با او در اين دو صفت مسلم بدانيم و حال آنكه هر دو مطلب مورد اشكال است ، زيرا اولا كسى كه او را نخستين خليفه نمىداند در صفت اولش اشكال دارد و صرف اينكه مردم او را به لقب خليفه و صديق ملقب كرده‌اند نمىتواند آنچه را كه در كتب گذشته دربارهء خليفه پيامبر اسلام آمده است به ابو بكر منطبق سازد زيرا آنچه كه در آنها آمده دائر مدار واقع است نه عمل مردم . و ثانيا در روايت