گوشهائى آفريده آن ندا را از كسانى كه به آنها اعتماد نمىتوان كرد شنيده است ! !
5 - به طور مرفوع از رسول خدا آمده است : « ابو بكر بعد از من زمامدار امتم خواهد بود » .
ذهبى در ميزانش جلد 3 صفحهء 93 آن را آورده و گفته است : اين خبر دروغ است كه محمد بن عبد الرحمن گمنام يا پسر « قرام » كه كذاب و وضاع است و در صفحهء 260 از او ياد شده آن را آورده است .
6 - از زبير بن عوام آمده است كه : « از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود :
خليفهء بعد از من ابو بكر و عمر هستند ، سپس اختلاف پديد مىآمد . »
زبير مىگويد : « بعد از اين خبر ، ما برخاستيم و پيش على عليه السلام رفتيم و جريان را به او خبر داديم ، حضرت فرمود : زبير راست مىگويد : من نيز از رسول خدا چنين شنيدهام » .
اين حديث از ساختههاى عبد الرحمن بن عمرو بن جبله است كه ذهبى در ميزانش جلد 1 صفحهء 145 آن را آورده و گفته است : اين حديث باطل است و عيب آن از ناحيهء عبد الرحمن است . اگر امير المؤمنين عليه السلام ، آنچه را كه زبير از رسول خدا شنيده بود ، شنيده بود ، چرا هنگام طلب بيعت ، خلافت را براى خودش مىخواست و در آنچه كه رسول خدا تنصيص فرموده بود ، مخالفت مىكرد ؟
و چگونه مشاجراتش با مدعيان خلافت كه جهان را پر كرده با حديثش در مورد حقانيت خلافت ديگران با هم مىسازد ! ؟ و چرا زبيرى كه از رسول خدا روايت خلافت ابى بكر را نقل مىكند ، در آن روز از بيعت با او تخلف مىنمايد و شمشير از نيام در مىآورد و مىگويد : « آن را در غلاف نمىكنم تا آنكه با على بيعت شود ؟ ! »
7 - به طور مرفوع از رسول خدا آمده است كه : جبرئيل گفت : ابو بكر وزير تو در زمان حياتت و جانشينت بعد از وفات تو است « اين حديث ، از ساختههاى ابى هارون اسماعيل بن محمد فلسطينى است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢١١