تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
اين سه نفر است ، در صورتى كه به هيچ وجه درست نيست ، زيرا عايشه در آن وقت همسر رسول خدا نشده و بچهء كوچكى بيش نبوده است ، پس اين گفتارش دليل بر بطلان حديث خواهد بود . . . افسوس بر حاكم كه از عايشه اين روايت را آورده و آن را صحيح شمرده است . و پيش از آن نيز ، در مستدرك جلد 3 صفحهء 78 از او اين روايت را : « اگر رسول خدا كسى را جانشين قرار مىداد ، حتما او ابو بكر و عمر بود » آورده و آن را صحيح شمرده و ذهبى نيز آن را تأييد كرده بود . 4 - از عبد اللَّه بن عمر ، آمده كه رسول خدا فرموده است : « اى بلال ! در ميان مردم اعلام كن كه : خليفهء بعد از من ابو بكر است ، اى بلال در ميان مردم ندا در ده كه خليفهء بعد از ابو بكر عمر است ، اى بلال در ميان مردم ندا در ده كه : خليفهء بعد از عمر عثمان است ، اى بلال اين را انجام ده كه خداوند جز اين نمىخواهد ( سه بار اين مطلب را گفت . ) ابو نعيم آن را در فضائل صحابه آورده است . و خطيب در تاريخش جلد 7 صفحهء 429 آن را بدون آنكه كوچكترين عيبى از آن بگيرد نقل كرده است ، و ابن عساكر نيز در تاريخ شام آن را آورده است ، و ذهبى نيز در ميزان الاعتدال جلد 1 صفحهء 387 با اسناد دار قطنى و عمرو بن شاهين ، آن را روايت كرده ، سپس گفته است : اين حديث ساختگى است و دربارهء سعيد بن عبد الملك كه يكى از رجال اسناد است ابو حاتم گفته است : درباره اش مىگويند كه او احاديث دروغ روايت مىكرده است . چرا هرگز گوش مردم دنيا نداى بلال را در مورد خلافت ( چنان كه در اين روايت جعلى آمده ) نشنيده است ؟ آيا او از فرمان رسول خدا در مورد اعلام جانشينى پيامبر اكرم سرپيچى كرده و آن را اعلام نكرده بود ؟ هرگز . و يا آنكه خداوند گوش امت محمد ( ص ) را كر كرده كسى آن را نشنيده بود ؟ خير ، بلكه حقيقت اين است كه هرگز رسول خدا چنين فرمانى را صادر نفرموده و بلال نيز آن را اعلام نكرده و به گوش مردم نرسانده بود ، ليكن هوى و هوسها بعد از گذشت روزگارانى