تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
خلافت دارد تا از خدا كسى را براى آن بخواهد كه خداوند و آسمانها و كسانى كه در آنها هستند و مؤمنان ( 1 ) چنين مقامى را براى او شايسته ندانسته از قبول آن امتناع ورزند ؟ ! پناه به خدا از اين چرنديات . و از سوى ديگر ، چرا بايد علم پيامبر در اين مورد از علم ملائكه و آسمانها متأخر باشد با آنكه نيازمندى او و امتش ايجاب مىكرد كه چنين علمى را داشته باشد و خطاب تبليغ متوجه او و تكليف بخضوع متوجه امتش بوده است ؟ بعلاوه همهء فرشتگان آسمانها حاملان وحى بسوى پيامبر نبودند تا علمشان از علم او ( 2 ) مقدم باشد ؟ از اينها كه بگذريم چه چيز پيامبر اكرم را وادار مىكرد كه در مورد خلافت على اين چنين مصر باشد و با تأكيد و اصرار از خدا درخواست كند در صورتى كه خداوند از پاسخگوئى به او امتناع مىورزيد و خلاف درخواستش را مىخواست ؟ ! اينها و ده‌ها سؤال ديگر ، مشكلاتى هستند فكر نمىكنم آنها كه اعتماد بر اين روايت دارند بتوانند راهى براى حل آن بيابند ، واى بر آن نويسنده اى كه مثل اين دروغها را در كتابش نقل كند و آن را لطيف و عالى ( 3 ) بخواند و يا آن را بعيد ولى معتضد به احاديث صحيحه بداند ! ! ( 4 ) خدا يا بسوى تو شكايت مىآوريم . 10 - خطيب در تاريخش جلد 14 صفحهء 24 ، با اسنادش از ابراهيم بن هانى از هارون مستملى متوفى در سال 247 ه از يعلى ( 5 ) بن اشدق از عبد اللَّه بن جراد آورده كه گفته است : اسبى براى رسول خدا آورده شد تا سوار گردد ، او فرمود : كسى
هامش
( 1 ) چنان كه در حديث ديگرى خواهد آمد . ( 2 ) اين مطلب بر اساس مماشاة و جدل است و گرنه براى ما دربارهء علم رسول خدا بوحى راه ديگرى است با اعتراف به نزول جبرئيل در هر واقعه اى براى اذن در تبليغ و براى تثبيت قلوب مؤمنين . ( 3 ) به كتاب نزهة المجالس جلد 2 صفحهء 186 مراجعه شود . ( 4 ) به كتاب رياض النضرة جلد 1 صفحهء 150 مراجعه شود . ( 5 ) و در تاريخ خطيب : على آمده ، ولى صحيح همانست كه ذكر كرديم .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 214 | جمعي از مترجمين / زين العابدين قرباني / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)