محمد رسول خداست و ابو بكر صديق است .
ذهبى در ميزانش جلد 1 صفحهء 370 آن را از مصائب سرى بن عاصم ابى عاصم همدانى كذاب دانسته كه او اين حديث را ساخته است .
77 - از ابى الدرداء به طور مرفوع آمده است كه : در شب معراج در عرش خدا گوهر سبزى ديدم كه در آن با نور سفيد نوشته شده بود . خدائى جز خداى يكتا نيست ، محمد رسول خدا است ، ابو بكر صديق است و طبرى افزوده است :
عمر فاروق است .
اين حديث از ساختههاى عمر بن اسماعيل بن مجالد همدانى كذاب خبيث متروك الحديث است ( مراجعه شود به سلسلهء دروغگويان )
دار قطنى آن را از دو طريق آورده كه يكى از آنها مربوط به عمر بن اسماعيل ياد شده است و ديگرى مربوط به سرى بن عاصم كذاب است . و هر دو طريق به محمد ابن فضيل شيعى منتهى مىشود .
و دار قطنى گفته : تنها ابن فضيل از ابن جريح آن را آورده است و فكر نمىكنم ، غير از آن دو ( ابن عاصم و ابن اسماعيل ) آن را روايت كرده باشد و دار قطنى آن را از طريق سرى در زمره احاديث واهى شمرده و گفته است : اين حديث صحيح نيست ( 1 ) و خطيب در تاريخش جلد 11 صفحهء 204 آن را آورده و سيوطى در اللئالى جلد 1 صفحهء 160 از او حكايت كرده و گفته است : اين حديث درست نيست و عمر كذاب است . ( 2 )
78 - از عايشه آمده است : هنگامى كه پيامبر خدا ام كلثوم را به ازدواج عثمان در آورد ، به ام ايمن فرمود : دخترم را آماده كن و به خانهء عثمان به عنوان زفاف هدايت نما و آرام برايش دف بزن ، من هم اطاعت كردم پس از سه روز پيش دخترش رفت و گفت : شوهرت را چگونه يافتى ؟ گفت : مرد خوبى است رسول خدا
هامش
( 1 ) اللئالى جلد 1 صفحه 154 .
( 2 ) آنچه كه سيوطى از خطيب حكايت كرده در تاريخش نيست و شايد آن را در ديگر كتابهايش ديده باشد .