ذهبى در الميزان تصريح كرده است كه : اين حديث از ساختههاى زكريا ابن دريد كندى است .
83 - از ابى هريره به طور مرفوع از رسول خدا آمده است كه : اين جبرئيل است از ناحيهء خدا به من خبر مىدهد كه : ابو بكر و عمر را دوست ندارد مگر مؤمن پرهيزگار و دشمنشان ندارد مگر منافق بدبخت .
اين حديث از ساختههاى ابراهيم بن براء انصارى كذاب شمرده شده است .
84 - از ام عياش كنيز رقيه دختر پيامبر آمده است كه از رسول خدا شنيدم مىفرمود : رقيه را به ازدواج عثمان در نياوردم مگر به امر خدا . خطيب بغدادى در تاريخش جلد 12 صفحه 364 آن را از طريق احمد بن محمد بن مغلس كذاب و حديث ساز مشهور و او از عبد الكريم بن روح بزار اموى بصرى آورده كه ابو حاتم درباره اش گفته : او مجهول و ناشناخته است . و گفته مىشود : او متروك الحديث است و ابن حبان گفته است : او خطا كار و مخالف است و درباره پدرش روح بن عنبسة گفته :
ناشناخته است ( 1 ) و درباره پدرش عنبسة بن سعيد ذهبى گفته است : مجهول است و تنها پسرش روح از او روايت كرده است .
حال اگر تعجب مىكنى جا دارد كه از مثل خطيب تعجب كنى ، زيرا او از سند روايتى كه حالش چنين است سكوت كرده است و البته او اين كار را به خاطر محفوظ نگهداشتن كرامت اموىها انجام داده است ! !
85 - از عبد الله بن عمر به طور مرفوع از رسول خدا آمده است كه : در خواب كاسه اى پر از شير به من داده شد از آن به قدرى نوشيدم كه سير شدم و احساس مىكردم كه در عروقم جريان دارد و از آن كمى باقى مانده بود آن را به عمر بن خطاب دادم او هم گرفت و نوشيد .
اصحاب اين رؤيا را تأويل نموده گفتهاند : منظور از آن شير ، علمى است كه به شما اى رسول خدا داده شد وقتى كه از آن پر شدى زياديش را به عمر بن
هامش
( 1 ) خلاصة التهذيب صفحهء 101 .