وحى بوده است .
ذهبى آن را از اباطيل و دروغهاى محمد بن حسن كذاب و دجال دانسته است .
74 - از عايشه آمده است : شبى وعدهء من با رسول خدا بود ، هنگامى كه در رختخواب قرار گرفتم به سوى آسمان نگريستم ستارگانى فراوان را ديدم و گفتم :
اى رسول خدا ! آيا در اين دنيا ، كسى هست كه حسناتش برابر عدد ستارگان باشد ؟
فرمود : آرى ، گفتم : كيست ؟ فرمود : عمر كه او حسنه اى از حسنات پدر تو است .
« خطيب » آن را از ساختههاى برية بن محمد بيع كذاب شمرده است كه در سلسلهء دروغگويان شرح حالش رفته است . آنگاه گفته : و در كتابش با اين اسناد احاديثى كه از لحاظ متن جدا نادرستند فراوان وجود دارد .
و ذهبى در « الميزان » آن را ذكر كرده و آن را از ساختههاى بريه با اسناد صحيحين ( صحيح مسلم و بخارى ) مىداند .
و ابن درويش حوت در « اسنى المطالب » صفحهء 278 گفته است كه ابن جوزى گفته است : هر حديثى كه در آن آمده است : « عمر حسنه اى از حسنات ابى بكر است » ساختگى است .
75 - از جابر بن عبد اللَّه آمده است كه : جنازه اى را خدمت رسول خدا آوردند تا بر آن نماز بگذارد ، حضرت بر آن نماز نخواند و فرمود : چون او دشمن عثمان بوده خدا دشمنش دارد . مقدسى آن را در « تذكرة الموضوعات » صفحهء 27 از ساختههاى محمد بن زياد جزرى حنفى دانسته ( 1 ) و ذهبى در ميزانش آن را از طريق عمر بن موسى ميثمى وجيهى كذاب و حديث ساز آورده است و براى حفاظ در تكذيب اين مرد و تضعيفش گفتار فراوانى است . ( 2 )
76 - رسول خدا فرمود : پيرامون عرش گلى ديدم كه در آن نوشته بود :
هامش
( 1 ) مراجعه شود به بحث : سلسلهء دروغگويان .
( 2 ) لسان الميزان جلد 4 صفحه 232 - 235 .