و ذهبى آن را در شرح حال حسن بن شبيب از عبد الله از طريق عبد الله بن يحيى مؤدب آورده و گفته است :
حسن ، از افراد مورد اعتماد ، احاديث نادرست روايت كرده است . و در شرح حال عبد الله بن يحيى گفته است :
خبرش باطل است و معلوم نيست كه او كيست ؟ ( 1 ) .
40 - از ابى بن كعب ، بطور مرفوع آمده است : نخستين كسى كه در قيامت با حق معانقه مىكند ( دست در گردن يكديگر مىاندازند ) عمر است . و نخستين كسى كه در آن ، با حق مصافحه مىكند ، عمر است . و نخستين كسى كه دستش گرفته و به بهشتش مىبرند ، عمر رضى اللَّه عنه است .
حاكم ، اين حديث را در مستدرك جلد 3 صفحهء 84 آورده . ذهبى در تلخيصش گفته است : ساختگى است و در اسنادش دروغگو و كذابى است .
من مىگويم : شايد منظورش : فضل بن جبير وراق باشد كه عقيلى درباره اش گفته است : از حديثش پيروى نمىشود .
41 - از ابراهيم بن حجاج بن منبه سهمى ، از پدرش ، از جدش ، از رسول خدا ، آورده است : هر كه را ديديد كه ابو بكر و عمر را به بدى ياد مىكند ، به اسلام بد مىگويد .
ذهبى در « الميزان » در شرح حال ابراهيم گفته است : قطعا اين حديث نادرست است و ابراهيم مجهول و گمنام است . كسى جز احمد بن ابراهيم كريزى ، از او روايت نكرده و ابن عبد البر و ديگران ، حجاج بن منبه را در زمرهء صحابه ذكر نكردهاند .
امينى مىگويد : اين مرد و پدرش و جدش از رجال غيبند و در عالم وضع و سازندگى ، از خانواده اى آفريده شدهاند كه كسى نمىداند در كجا زندگى مىكردهاند .
پس اگر ذهبى اينان را نمىشناسد ، ايرادى بر او نيست .
42 - از انس بطور مرفوع آمده است : من ابو بكر و عمر را مقدم نكردم ،
هامش
( 1 ) ميزان الاعتدال جلد 2 صفحهء 133 - لسان الميزان جلد 3 صفحهء 376 .