بلكه خداوند آنها را مقدم كرد و بر آنها منت گذاشت . پس اطاعتشان كنيد ، و از آنها پيروى نمائيد ، و هر كس براى آنها بدى بخواهد ، بدى مرا و اسلام را خواسته است .
ذهبى در شرح حال حسن بن ابراهيم فقيمى واسطى ، آن را آورده و گفته است : اين حديث باطل و رجالش جز ، حسن ، كه او را نمىشناسم مورد اعتمادند .
43 - از ابى هريرة ، بطور مرفوع آمده است : خداوند مرا از نورش آفريد .
و ابو بكر را از نورم . و عمر را از نور ابى بكر و عثمان را از نور عمر آفريد و عمر چراغ اهل بهشت است .
ذهبى در ميزانش در شرح حال احمد بن يوسف منبجى گفته است : اين خبر دروغ است . ابو نعيم گفته است : اين خبر باطل و مخالف با كتاب خدا است . تا اينكه گفته است : هيچكدام از آن سه نفر ( يعنى رجال سندش ) آن را روايت نكردهاند .
و آفت آن به نظرم « منبجى » است ( 1 ) .
44 - از على رضى اللَّه عنه آمده است : نخستين كسانى كه از اين امت وارد بهشت مىشوند ، ابو بكر و عمر هستند در حالى كه من با معاويه براى حساب ايستادهام .
ذهبى در شرح حال اصبغ شيبانى گفته است : اين خبر نادرست است كه ابن جوزى آن را در زمره احاديث واهى آورده است . و ابن حجر ، در لسان الميزان گفته است بهتر است كه اين ، در كتاب « موضوعات » نوشته شود . و عقيلى آن را ذكر كرده و گفته است : او گمنام است و حديثش غير محفوظ است ( 2 ) .
45 - از عبد الله بن عمر ، بطور مرفوع آمده است : جبرئيل بر رسولخدا نازل شد و به او عرض كرد كه : پروردگار عرش مىفرمايد . هنگامى كه ميثاق پيامبران را گرفتم ، ميثاق ترا اخذ كردم ، و ترا آقاى آنها قرار دادم .
و ابو بكر و عمر را ، وزيرت قرار دادم ، بعزتم سوگند كه اگر از من بخواهى آسمانها و زمين را زائل كنم قطعا خواهم كرد .
هامش
( 1 ) لسان الميزان جلد 1 صفحهء 328 .
( 2 ) لسان الميزان جلد 1 صفحهء 460 .