را با احاديث ديگرى در ميزانش جلد 2 صفحهء 333 آورده و گفته است : اينها اباطيل و چيزهاى عجيبى هستند .
36 - از ابى ابن كعب ، بطور مرفوع آمده است كه : جبرئيل گفته است :
اگر با تو به مقدار عمر نوح بنشينم ، فضائل عمر را نمىتوانم تمام كنم .
ابن جوزى آن را در « الموضوعات » آورده و ذهبى در « الميزان » در شرح حال حبيب بن ثابت ذكر كرده و گفته است : اين خبر باطل است ، او را نمىشناسيم . و ابن حجر در لسانش جلد 2 صفحهء 168 گفته است : ابن جوزى عيب آن را از ناحيهء عبد اللَّه بن عامر اسلمى دانسته ، در صورتى كه آفتش ، از ناحيهء او نيست و در سند آن ، ابن بطة و نقاش مفسر ، قرار دارند كه دربارهء آنها گفتار دشوارى است .
و در جلد 3 صفحهء 189 آن را آورده و گفته است كه دار قطنى در « غرائب مالك » بعد از آنكه آن را از طريق فتح بن نصير ، از حسان بن غالب آورده ، گفته است : اين از مالك صحيح نيست و فتح و حسان ضعيفند . و اين حديث ، و حديث « مشط » - شانه - ساختگى است .
37 - از عبد الله رضى اللَّه عنه ، بطور مرفوع آمده است . ابو بكر تاج اسلام و عمر حله ( لباس - سلاح ) اسلام و عثمان اكليل ( ديهيم ) اسلام و على طبيب اسلام است . ذهبى در الميزان جلد 1 صفحهء 310 آن را آورده و گفته : آن دروغ است .
38 - از عبد الله بطور مرفوع آمده است : براى هر پيامبرى ، از امتش خالصانى است و خاصان امتم ، ابو بكر و عمر هستند .
ذهبى گفته است : اين خبر باطل است ( 1 ) .
39 - از عبد الله بطور مرفوع آمده است : كه رسول خدا فرمود : اكنون مردى از اهل بهشت ، بر شما وارد مىشود ، پس از لحظه اى معاويه وارد شد . رسول خدا فرمود : اين معاويه ، تو از من و من از توأم ، و ما با هم ، دم درب بهشت ، همانند اين دو خواهيم بود « اشاره به دو انگشتش فرمود » .
هامش
( 1 ) لسان الميزان جلد 3 صفحهء 365 .