بر محمد نازل مىشد اما چهل روز گذشت كه جبرئيل نازل نگرديد . پس از آن نازل شد در حالى كه صحيفه اى با خود همراه داشت كه در آن نوشته شده بود : اى محمد تو حق ندارى كسى را كه خدا براى نوشتن وحيش انتخاب كرده تغيير دهى ، پس او را بر اين كار بگمار كه او امين است ، رسول خدا هم او را بر آن كار گماشت .
ابن عساكر در تاريخش ، آن را آورده و گفته است : اين خبر نادرست و در آن چند نفر افراد مجهول و گمنام قرار دارند .
و ابن حجر در لسان الميزان جلد 3 صفحهء 411 گفته است : بلكه اين حديث مسلم است كه باطل است ، به خدا قسم كسى كه آن را ساخته است بى دين و لا مذهب است .
امينى مىگويد : اين توهينى است ، جز كسى كه خدا و رسول خدا و دينش را مسخره و بازيچه مىگيرد و ارزش نبوت را نمىداند ، بدان تفوه نخواهد كرد . و نادانتر از اين مهاجمين ، بر ساحت مقدس رسالت كه اين چرنديات را به نام رسول خدا ساختهاند ، آن محدثى است كه دربارهء سند اين احاديث بحث مىكند و همانند اين حديث را تنها به خاطر آنكه افراد مجهولى در رجالش قرار دارند نادرست مىداند ، غافل از اينكه محدث در درجهء اول بايد متن حديث را پيش از سند ، مورد بررسى قرار دهد ، نه بر عكس . پس مطلب همان است كه ابن حجر گفته است .
20 - از يزيد بن محمد مروزى ، از پدرش ، از جدش آمده است كه : از على امير المؤمنين رضى اللَّه عنه شنيدم كه مىگفت : . . . هنگامى كه در برابر رسول خدا نشسته بودم ، معاويه وارد شد ، رسول خدا قلم را از دستم گرفت و به معاويه داد ، در دلم از اين عمل چيزى نيافتم چون مىدانستم كه خدا به او ، امر كرده است .
ابن حجر در لسان الميزان جلد 6 صفحهء 20 آن را از ساختههاى مسرة بن عبد اللَّه خادم دانسته و گفته است : اين متن باطل و اسنادش دروغ است .
و خطيب در تاريخش جلد 13 صفحهء 272 آن را در زمرهء احاديث مناقب آورده و گفته است :
الغدير ( فارسي ) — صفحة 166
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٦٦