تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
امينى مىگويد : چگونه ممكن است اين روايت ، از عبادة بن صامت صحيح باشد در صورتى كه او ، شام را بر معاويه شورانده و فاسد كرده بود ، معاويه نا گزير نامه اى به عثمان در مدينه نوشت و در آن متذكر شد كه : عباده شام را بر من و اهلش فاسد كرده ، يا او را به مدينه فراخوان و يا به من اجازه بده كه او را از شام بيرون كنم ؟ عثمان در پاسخ او نوشت : او را به خانه اش در مدينه گسيل دارد . معاويه ، عبادة را به مدينه فرستاد و او به خانهء عثمان ، كه در آن جز مردى از سابقين و يا تابعين نبوده وارد گرديد و در ناحيه اى از آن ، جلوس كرد و عثمان به او نگريست و گفت : وضع ما با شما چگونه است اى عباده ؟ او برخاست و گفت : من از رسول خدا ابا القاسم شنيدم كه مىفرمود : بعد از من امور شما به دست افرادى مىافتد : چيزهائى را كه شما منكر مىدانيد برايتان معروف جلوه مىدهند و آنچه را كه شما معروف مىدانيد منكر مىشمارند ، پس طاعتى براى كسى كه معصيت مىكند نيست و نسبت به پروردگارتان گمراه نگرديد . قسم به آنكه جان عباده در دست اوست فلانى ( معاويه ) از آنها است . ديگر عثمان به او چيزى نگفت ( 1 ) . 18 - از ابى هريرة بطور مرفوع آمده است : امناء پيش خدا سه نفرند : من ( رسول خدا ) ، جبرئيل و معاويه . خطيب و نسائى و ابن حبان گفته‌اند : اين حديث باطل و ساختگى است . و خطيب در تاريخش جلد 11 صفحهء 8 معتقد است كه نادرستى اين حديث ، از ناحيهء بردانى است . و ابن عدى گفته است : از هر جهت اين حديث باطل است و حاكم طرق اين حديث را تضعيف كرده و در آن جمعى از دروغ گويان و حديث سازان قرار دارند ( 2 ) .
هامش
( 1 ) تاريخ ابن عساكر جلد 7 صفحهء 311 - 312 . ( 2 ) اللئالى جلد 1 صفحهء 217 .