تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
نبوت را پائين آورند ، نه آنكه مقام معاويه را بالا ببرند ، زيرا فاصلهء زيادى كه ميان مرتبهء نبوت كه مسلمين به آن معتقدند و مقام اين مردى كه از سطح خلافت فرسنگها دور است وجود دارد ، آن دو را در وضعى قرار مىدهد كه چاره اى جز پائين آوردن مرتبهء نبوت ندارند . بنابراين ، از دوستداران معاويه مىپرسيم : عاملى كه چنين مقام شامخى را براى معاويه ايجاب مىكند ، چيست ؟ آيا آن عامل ، همان اصل ناپاك اين « شجرهء ملعونه » است كه در قرآن و گفتار پيامبر اكرمش آمده است ؟ ! يا فرع ناپاك و ستمكار اوست ؟ يا اصرار او بر كفر بوده كه تا چند ماه پيش از وفات پيامبر اكرم ادامه داشته است ؟ يا جنگ كردنش با خليفهء مفترض الطاعهء زمان اوست ؟ در صورتى كه اهل حل و عقد با او بيعت كرده و مسلمين به خلافت او رضايت داده بودند اما او در برابر امامش شمشير كشيد و خونهاى پاك را ريخت ! ! و يا جناياتيكه او ، در ايام خلافتش انجام داده . از قبيل : كشتن افراد شريفى چون : حجر بن عدى و يارانش و عمرو بن حمق خزاعى و نظائرش ؟ و لعن كردن امير المؤمنين و حسن و حسين و جمعى از ياران پاك و با ايمان آنان در قنوت نماز ؟ و نسبتهاى ناروا به اهل بيت نبوت دادن ؟ و روايات نادرست عليه آنها ساختن ؟ و احاديث مدح و ثنا دربارهء امويها جعل كردن ؟ و بر خلاف حديث مورد اتفاق ميان مسلمين : الولد للفراش و للعاهر الحجر « فرزند مال صاحب فراش است و براى نسبت ناروا دهنده سنگ است » زياد را به پدرش ابى سفيان ملحق نمودن ؟ و براى يزيد ، اين مرد فاسق فاجر شرابخوار ، بيعت گرفتن و او را بر جان و مال و ناموس مردم مسلط كردن ؟ و بر اين گونه اعمال زشت كه صفحهء تاريخ را سياه نموده ادامه دادن ؟ تا آنكه كاسهء جنايتش پر شد و مرگ گريبان او را گرفت . معاويه كجا ؟ آشنائى او با علم و قرآن كجا ؟ كه حتى يك آيهء از قرآن را به خوبى نمىدانسته و اگر مىدانسته عمل نمىكرده است .