تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
كه ابى عبد الرحمن را ، حاضر كند ؟ ابو بكر برخاست و رفت ، پس از چندى ، باتفاق او خدمت رسول خدا رسيدند و بر حضرتش سلام كردند ، حضرت جواب سلامشان را داد ، آنگاه به معاويه فرمود : اى معاوية اين قلمى است كه خدا برايت از بالاى عرش هديه فرستاده است تا با آن آية الكرسى را با خطت بنويسى و بر من عرضه نمائى ، و خدا را بر اين نعمت بزرگ كه بر تو ارزانى داشته شكر و سپاس به جاى آرى ، زيرا خدا برايت ثواب هر كسى را كه از وقت نوشتن تا قيامت آن را مىخواند نوشته است ! آنگاه معاويه قلم را از دست رسول خدا گرفت و آن را بالاى گوشش نهاد : پس پيامبر اكرم گفت : خدايا تو مىدانى كه من آن را به او دادم و سه بار اين جمله را تكرار كرد . پس از آن ، معاويه دو زانو در برابر رسول خدا نشست و همواره خدا را بر اين نعمت شكر مىكرد ، تا آنكه دوات و صحيفه اى آورد و قلم را گرفت و همچنان با آن ، آية الكرسى را با بهترين خط مىنوشت و بر رسول خدا عرضه مىكرد . رسول خدا فرمود : اى معاوية ، خداوند برايت از ثواب ، برابر ثواب هر كسى كه از آن تا روز قيامت مىخواند نوشته است . همه گفتند ، كه اين حديث ساختگى است و بيشتر رجالش گمنامند . و ابن جوزى آن را از ساخته‌هاى حسين بن يحيى ختانى مىداند ، چنان كه در ميزان الاعتدال جلد 1 صفحهء 257 آمده است . و به نظر ذهبى اين حديث ، باطل است و گويا احمد بن عبد اللَّه ايلى ، آن را ساخته است . چنان كه در الميزان جلد 1 صفحهء 52 آمده است . و ابن حجر در لسان الميزان آورده است كه : عامل نادرستى اين حديث منحصر به احمد ايلى است . كه آن را ساخته است . و نقاش در الموضوعات آن را با لفظ مختصرترى آورده و گفته است : اين حديث بى شك ساختگى است كه احمد و يا حسين آن را ساخته‌اند ( 1 ) 16 - از جابر آمده است كه : رسول خدا با جبرئيل در مورد اينكه ، معاوية
هامش
( 1 ) اللئالى المصنوعة جلد 1 صفحهء 216 - لسان الميزان جلد 1 صفحهء 285 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 162 | جمعي از مترجمين / زين العابدين قرباني / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)