« حذيفة ابن اليمان » در مدائن ، مشهد امام حسن عسكرى در « سر من راى » و مشهد « غنى » در كوفه و « قادسيه » .
و با هر دسته از كبوترها ، دو عادل و يك وكيل نيز روانه كرد و بعد از انجام كارها در اين مورد چيزى نوشته شد و افراد عادلى پيش قاضى شهادت دادند كه چنين امرى پيش آنها به ثبوت رسيده است و اين مناطق چهارگانه به « يمانيات » و « عسكريات » و « غنويات » و « قادسيات » نام گذارى شدند .
نقيب « قطب الدين الحسين ابن الاقساسى » در اين باره اشعارى سروده تقديم خليفه نمود كه ترجمهء ابتداى آن چنين است : « خليفهء خدا ! اى كسى كه شمشير تصميم و ثباتش عهده دار حفاظت گذشت زمان و امنيت اجتماعى است » آنگاه مىافزايد :
« كبوترانى كه به عنوان تقسيم مناطق فرستادى ، بر كبوتران ديگر كه از پيش مىشناختيم شرافت دارند ، كبوتران » قادسيات « پرندگان مقدسى هستند چون شما اى مالك دنيا آنها را فرستادى ، بعد از آنها كبوتران » غنويات « هستند كه به وسيلهء آنها بىنيازى زندگى و آنچه را كه گسيل دارندهء آنها مىخواهد حاصل مىشود .
و كبوتران « عسكريات » پرندگان با ارزشى هستند كه جز تو ديگرى به آنها ارزش نداده است . و سپس كبوتران « يمانيات » هستند كه قرار داده نشدند مگر شمشيرهاى تيز نسبت به دشمنان .
هماره تو اى خليفه در پناه خدا و در خوشى و نعمت باشى تا مردم در پرتو عظمتت راه به سوى پيروزى و سعادت بيابند » .
آنگاه جناب آقاى « قطب الدين اقساسى » از خليفه درخواست نمود كه : بعضى از آن كبوتران را به او بدهد .
خليفه نيز خواسته اش را برآورد ، او را در مجلسش حاضر كرد و كبوترى را به او داد .
وقتى كه به خانه اش برگشت ، اشعارى سرود كه ترجمهء آن ذيلا آورده مىشود :
الغدير ( فارسي ) — صفحة 39
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٩