چون خدمت براى مردم ، داراى ارزش فوق العاده اى است از اين رو ثمرهء اعمال نيكت آشكار خواهد شد ، مردم در خواب بودند و تو آنها را بيدار كردى حتى دشمنان تو هم بيدار شدند .
گمان و قضاوتهاى مردم را دربارهء خود گونه گونه ساختى كه هر طائفه اى درباره ات چيزى مىگويند .
برخى مىگويند : آن جوان اين راه را ادامه مىدهد ! و برخى ديگر مىگويند : برمىگردد ، و حال آنكه ماه « تشرين » ( 1 ) آمده كه چشم زندگى به آن دوخته است . در اين ماه ، خانه اى نيست مگر آنكه مريضى كه سختى زندگى را لمس مىكند در آن سكونت دارد ، و هر چه كه او انجام مىدهد سراسر حيله است و بر پا داشتن چيزى است كه پايانى دارد .
من گفتم : نه به خدا قسم ! رأى او اين نيست و در ميان شما براى او همانندى نيست ، او سليمان است كه زهدش در صفا همانند گل است ، او همانند سليمان پيغمبر است كه روزى اسبان جوانى بر او عرضه شد او به آنها علاقمند نشد ، البته شوخى همانند جدى نيست .
او در همين اشعار اضافه مىكند : گوارا باد ترا نيل به هر چيزى كه جاهل نادان در رسيدن به آن عاجز و گمراه است . لشكر شيطان را شكست دادى در صورتى كه بيشتر مردم سربازان اويند ، براى خدا به كارى قيام كردى كه براى انجام چنانكارى بهشت جاويدان اميد مىرود ، پس شكيبا باش كه نتيجهء كوشش را جز كسى كه قاطع و نيرومند باشد درك نخواهد كرد » .
باز دربارهء برادرزادهء شاعر ما
در سال 643 ه ( 2 ) خليفهء « مستعصم ابو احمد عبد اللَّه » براى تقسيمبندى چهار منطقه اقدام به فرستادن كبوترهائى به سوى آن چهار جهت نمود كه عبارتند از : مشهد
هامش
( 1 ) نام ماه دهم و يازدهم از ماههاى رومى است كه مقارن با اكتبر و نوامبر است .
( 2 ) الحوادث الجامعه صفحهء 203 .