تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
نقيبان سادات علوى در بغداد شد . او دانشمندى شاعر و مطلع بر تاريخ بود . و بعد از آنكه قوام الدين « ابو على الحسن ابن معد » متوفى 636 ه را در سال 624 ه از نقابت عزل كرد به منصب نقابت نائل آمد . و در كتاب « الحوادث الجامعة » صفحهء 220 آمده است : « در سال 645 ه نقيب قطب الدين ابو عبد اللَّه الحسين پسر حسن ابن على معروف به پسر » اقساسى علوى « در بغداد وفات كرد و او مردى اديب و فاضل بود و شعر خوب مىگفت . در زمان خليفه » الناصر « جمله اى از روى اشتباه از دهانش خارج شد و آن جمله اين بود : « ما خليفهء جديدى مىخواهيم ! » اين جمله به « الناصر » رسيد و گفت : « يك زنجير كافى نيست ، بلكه دو زنجير » آنگاه دستور داد او را زنجير كنيد و به كوفه ببريد ، طبق دستور خليفه او را به كوفه بردند و زندانيش كردند و همچنان در زندان بود تا در سال 623 ه « الظاهر » به خلافت رسيد دستور داد او را آزاد كنند و پس از آن هنگامى كه المستنصر باللَّه در سال 624 ه به خلافت رسيد ، با او رفيق شد و از نزديكان و نديمانش قرار داد و منصب نقابت را به او عنايت كرد و او مردى با هوش ، خوش مجلس ، بذله گو و حاضر - جواب بود . در محرم سال 633 ه ناصر الدين داود پسر عيسى سلطان وقت ، وارد بغداد شد و در بين راه از « حله سيفية » گذشت . در آن وقت امير « شرف الدين على » رياست آنجا را به عهده داشت . هنگامى كه سلطان ناصر الدين وارد بغداد شد « نقيب قطب الدين ابو عبد اللَّه الحسين ابن الاقساسى » به ديدنش رفت و در آخر ربيع الاول همان سال « امير ركن الدين اسماعيل » فرمانرواى موصل وارد بغداد شد ، باز « نقيب حسين اقساسى » و دو نفر از خادمان خليفه به ديدنش رفتند . در سوم رجب سال 634 ه خليفهء « المستنصر باللَّه » به زيارت قبر « موسى ابن