نمودهاند ؟
چنان كه « عز بن جماعة » درباره اش گفته است : « او بنده اى است كه خدا او را گمراه كرده و به او لباس خوارى و ذلت پوشانده و در اثر كثرت دروغ و افترا ، او را در پستى و حرمان جاى داده است .
و شيخ الاسلام و عالم انام كه همه بر جلالت مقام و اجتهاد و صلاح و پيشوائيش اتفاق دارند يعنى آقاى سبكى كه خدا روحش را مقدس و ضريحش را منور فرمايد ، در صدد پاسخگوئى معتقدات فاسدش برآمده و كتاب مستقلى در اين باره نگاشته و با بهترين و منطقىترين و روشنترين دلائل ، راه صواب را نشان داده است .
آنگاه گفته است : آنچه كه از ابن تيميه نقل شده اگر چه لغزشى جبران ناپذير است و مصيبتى است كه همواره آثار شومش باقى است ، اما خيلى شگفت - انگيز است ، زيرا هواى نفس و شيطانيش چنان بر او چيره شده كه وادارش نموده به سوى اسلام و پاسدارانش تيراندازى نمايد . بيچاره نفهميده است كه زشتترين معايب را آورده است ، زيرا در بسيارى از مسائل ، با اجماع علماء مخالفت كرده و اعتراضات سخيف مشهورى نسبت به پيشوايان مذهب مخصوصا خلفاء راشدين نموده است تا جائى كه نسبت به خدا نسبتهاى ناروا داده براى او جهت و جسم قائل شده است و به كسانى كه اعتقاد به مذهبش نداشته نسبت گمراهى داده است .
و بالاخره علماء عصرش ، عليه او قيام كرده حكومت را ملزم نمودند كه :
يا او را بكشد يا حبسش نمايد .
حكومت نيز او را به زندان افكند و در آنجا مرد ، و اين بدعتها خاموش گرديد و گمراهىها از بين رفت .
آنگاه پيروانش به ياريش شتافتند ، اما خداوند نگذاشت آنان سر بلند كنند و شخصيت و قدرتى به دست آورند ، بلكه : « ذلت و مسكنت به نام آنان ثبت شده و به خاطر گناه و عداوتشان به خشم خدا گرفتار شدهاند . »
الغدير ( فارسي ) — صفحة 204
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٠٤