تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
يسحبن أذيال الشّفوف غوانيا بالحسن عن حسن بكلّ شفوف وعد لن عن لبس الشّنوف و انّما هنّ الشّنوف محاسنا لشنوف
- اى نگار رعنا كه روز وداع ، سنگينى بار فراقت پشت ناتوانم خست . - بارى كه عاشق صادق به ياد دوست بر دوش كشد و دگران از سوز هجران بناله و افغان درآيند . - آن روز كه گريان و نالان از سفر بازگشتم ، ديده‌ام غرق در خون بود . - چنان آه جگر سوزى از دل بركشيدم كه رقيب را هم دل بر من بسوخت . - خواستم اسرار عشق و شوريدگى پنهان كنم ، سيلاب اشكم راز دل بر ملا كرد . - در « منا » كه حرم امن الهى است ، پيش از آنكه شيطان پليد را « رجم » كنند ، با تير نگاهمان رجم كردند . - دامن كشان در جامهء حرير ناز گذشتند ، كى حسن عالم آرايشان را نيازى به حرير بود . - گوشوارهء زرين بر گوش نكردند ، از آنرو كه خود نگين هر گوشواراند .
و تعجّبت للشّيب و هى جناية لدلال غانية و صدّ صدوف و اناطت الحسناء بى تبعاته فكأنّما تفويفه تفويفى هو منزل بدّلته من غيره و هو الفتى فى المنزل المألوف لا تنكريه فهو أبعد لبسة عن قذف قاذفة و قرف قروف و بعيدة الأقطار طامسة الطَّوى من طول تطواف الرّياح الهوف لا صوت فيها للأنيس و انّما لعصائب الجنّان جرس عزيف و كأنّما خرق النّعام بدوّها ذود شردن لزاجر هنّيف
- طرهء سپيدم ديد و نگران در من نگريست ، آرى گرد پيرى مايهء ناز و عتاب است يا انگيزهء جفا و اعراض . - آيات ضعف و ناتوانى در چهره‌ام خواند ، تارهاى سپيدم را نشانى از رگهاى ناتوان شمرد . - اين سر منزل پيرى است كه بتازگى پيراستم ، وه كه جوانمردان را چه