تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
- شما را چه ياراى افتخار ، كه از خود نام نيكى بجا ننهاديد .
و نلتموها بيعة فلتة حتّى ترى العين الَّذى قذّرا كأنّنى بالخيل مثل الدّبى هبّت له نكاؤه صرصرا و فوقها كلّ شديد القوى تخاله من حنق قسورا لا يمطر السّمر غداة الوغا الَّا برشّ الدمّ ان امطرا فيرجع الحقّ الى أهله و يقبل الأمر الذى أدبرا
- با دوزو كلك به مسند خلافت بر شديد ( 1 ) ، باشد كه به چشم ، فرمان مقدر حق را ببينيد . - گويا اين خيل ستور است كه چون سيل ملخ روان است و از صولت آن باد صر صروزان . - بر فراز زين يلان زورمند ، كه از كينه چون شير ژيان پرخروشند . - از نوك سنان جز خون بر دشت و هامون نبارند . - تا زمام حق به دست اهلش سپرده آيد ، و آب رفته باز بجوى آرد .
يا حجج اللَّه على خلقه و من بهم ابصر من ابصرا أنتم على اللَّه نزول و ان خال أناس انكم فى الثّرى
- اى نشانه‌هاى حقيقت كه بر خلق خدا حجتيد ، و هم مشعل هدايت و بصيرت . - زنده و جاويد بر عرش خدا مهمانيد ، جمعى پندارند كه شما در خاك نهانيد . - خداوند ، سالارى حشر و نشر بشما وا نهاد ، و شما بهتر دانيد . - گرم گناهى در نامهء عمل بينيد ، درخواست مغفرت نمائيد كه شفاعت شما پذيرا است . - چون صادقانه در راه ولايتان گام زده باشم ، با كردار ناپسند ، مورد مرحمت باشم . - با زبان به يارى شما برخاستم ، آرزومندم كه روزى با شمشير در ركابتان
هامش
( 1 ) اشاره است باعتراف عمر كه گفت : بيعت ابوبكر فلته اى بود كه خدا شر آن را مصون داشت .