تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
جان او كرد . - در كارها جفت و همتاى او بود ، در حوادث و بلايا پشت و پناه . - خدا را بر اين شير مردى و جلادت كه غبار ميدان بر سر و دوش پهلوانان بيخت .
و كأنّما أجم العوالى غيله و كأنّما هو بينها ضرغامه و ترى الصّريع دماؤه اكفانه و حنوطه احجاره و رغامه و الموت من ماء الترائب ورده و من النفوس مزاده و مسامه طلبوا مداه ففاتهم سبقا الى امد يشقّ على الرّجال مرامه فمتى اجالوا للفخار قداحهم فالفائزات قداحه و سهامه
- بيشهء نيزار مأمن اوست ، و او شير شيران . - آنكه را به خاك افكند ، از خون كفن باشد و از گل و لاى « حنوط » . - غول مرگ سينه او را آبشخور كند ، كاسه سر را جام شراب . - تلاش كردند كه پايگاهش دريابند ، خسته و كوفته در نيمه راه درماندند . - و چون بمفاخرت برخيزند ، برگهاى زرين زندگيش ، برندهء جام افتخار باشد . - آنجا كه حق و باطل بهم درآميزد و مشتبه ماند ، انديشهء پاكش سياهى باطل از چهرهء حق بزدايد . - مجلس داوران كه براى فصل خصومت كمر بندد ، مغزها به كار افتد و درماند . - رمز حقيقت را با بيان شيرين بر دل نادان كوتاه بين الهام كند . - در جامى خوشگوار كه ساقيانش تاكنون بچرخ نياوردند و درى شاهوار كه هنوزش نسفته‌اند . - و چون از تقوى و پارسائى سخن بميان آرى ، نصيب او را از همه كس فراوانتر بينى . - شبها در محراب عبادت تلاوت قرآن كند و روز را به روزه بسر برد . - سه روز تمام گرسنه ماند و دم برنياورد ، قوت افطار به سائل داد . - زبانش از دشنام و ناسزا عريان بود ، كارى بانجام نبرد كه مايهء ملامت