تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
- از ناهنجارى روزگار ، گمنامى بعداوت برخيزد كه نه در پيشينيان و نه در آيندگانش مجد و عظمت نباشد . - اخلاق نكوهيده اش فراوان ، بجاى مدح و ثنا بهرمرز و بوم روان . - حماقتى افزونتر از اين كه امروز دست بكارى يازد و فردا بدست خودش تباه سازد .
جدب الجناب فجاره فى أزمة و الضّيف موكول اليه طعامه و اذا علقت بحبله مستعصما فكفقع قرقرة يكون زمامه
- كار و بارش بىرونق ، يارانش در تب و تاب ، ميهمانش خود بجستجوى طعام و شراب . - اگر به دو پناه برده به حبل ولايش چنگ يازى ، چنان ماند كه در بيابانى پست ، قارچ بىبهائى پشت و پناه خودسازى . - اگر پيمان دگران به مثل شاخه ءتر باشد ، عهد و پيمان او چون نى و بوريا بىثمر باشد . - آنها كه چون كوه پاى در قعر زمين و سر به آسمان كشيده دارند ، عظمت مرا در نيابند . - آنها كه محاسن اخلاق را همه در برداشتند ، بارگاه عظمت بر سر راهها برافراشتند . - دشمنان از صولت و سطوتش در خوف و خطر ، چون شير ژيان از نعرهء جانشكافش در بيم و حذر . - در عين حال ، اگر در چهرهء او بنگرى ، بدرى تابان و درخشان در لمعان بينى . - به آخر رخش سركش او چموشى از ياد برد ، آرام تن ، زمام اختيار ، در كف من سپرد . - در غياب ، درود و ثنايش ارمغان آيد ، در حضور ، بال و پرمحبت برگشايد . - از اين رو ، از گزندم در امان ماند ، اينك چون توئى سمند مبارزه بميدان راند . - آنكه در پاسخ بد گويان بخواب خرگوشى اندر است ، مرا برانگيزد كه
الغدير ( فارسي ) — صفحة 88 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى