تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
او است از متقدمين : مانند ابن حزم و ابن جوزى و ابن خلكان و ابن كثير و ذهبى ، و برخى از متأخرين هم بر قالب آنان خشت زده‌اند ( 1 ) . و از آنجا كه بر اين سخنان واهى خود گواهى اقامه نكرده‌اند ، و تأليفات شريف مرتضى باعتراف محققين و صاحب نظران بر خلاف اين دعاوى صراحت كامل دارد ، از بحث كردن در پيرامون آن خوددارى كرديم ، چنان كه در شرح حال شريف رضى ، چگونگى . جمعآورى كتاب « نهج البلاغه » را بوسيلهء او باثبات رسانديم . ابن كثير ، در « بدايه و نهايه » ج 12 / 53 بهنگام ترجمهء شريف مرتضى ، نسبتهاى ناروا و دشنامهاى شرمآورى به ابن خلكان داده است كه چرا شريف مرتضى را باثنا و ستايش ياد كرده ، آنچنانكه ساير بزرگان شيعه را نيز به نيكى ياد مىكرده است ، البته « از كوزه همان برون تراود كه در اوست » ما در اينجا به ياوه‌هاى او پاسخ ديگرى نمىدهيم ، جز آنچه قرآن مجيد فرمايد : ( و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما ) .

برگزيده اى از ديوان شريف مرتضى

: از سروده‌هاى شريف ، قصيده اى است كه افتخارات خود را بر شمرده و به دشمنان بدخواه خود تعريض آورده ، و ما از ديوان او انتخاب كرده‌ايم :
امّا الشّباب فقد مضت ايّامه و استلّ من كفّى الغداة زمامه و تنكَّرت آياته و تغيّرت جاراته و تقوّضت آطامه و لقد درى من فى الشّباب حياته أنّ المشيب اذا علاه حمامه عوجا نحيىّ الرّبع يدللنا الهوى فلربّما نفع المحبّ سلامه و استعبرا عنّى به ان خاننى جفنى فلم يمطر عليه غمامه فمن الجفون جوامد و ذوارف و من السّحاب ركامه و جهامه
- عهد شباب سپرى شد ، يادش بخير ، با قهر و عتاب زمام از كفم ربود . - يادگارش نفرت بار ، يارانش ناآشنا ، كاخ استوارش در هم ريخت . - آنكه زندگى در عهد شباب گذراند ، داند كه عهد پيرى دوران مرگ و تباهى است .
هامش
( 1 ) جرجى زيدان در آداب اللغة 2 / 288 ، زركلى در الاعلام ص 667 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 85 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى