و ما حزنى الاملاق و الثّروة الَّتي
يدلّ بها اهل اليسار ضلال
اليس يبقّى المال الَّا ضنانة
و افقر اقواما ندى و نوال
اذا لم أنل بالمال حاجة معسر
حصور عن الشّكوى فمالى مال
- از تنگدستى و اعسار بيم نكنيم ، چه دولت و ثروتى كه صاحبان نعمت را پابند خوارى كند ، جز حيرت و سرگشتگى نفزايد .
- جز اين است كه فقيران از بخل و امساك به دولت رسند و دولتمندان از بخشش و عطا فقير و تنگدست شوند
- اگر من با اين دولت و مكنت ، نياز دردمندان را بر طرف نكنم ، اين مال و دولت چون سنگ و خاك ، و بال است .
2 - شرافت حسب كه با مقام نبوت پيوندى اصيل دارد ، و در اثر همين حسب و افتخار ، بعد از مرگ برادرش شريف رضى ، خلفاى عصر مقام نقيب النقبائى آل ابى طالب را ويژهء او ساختند ، و شما خود مىدانيد كه اين منصب عظيم ، در آن روزگاران تا چه حد عظيم و با اهميت و باشكوه بود ، زيرا در سراسر اقطار عالم ، بر عموم آل على سلطنت و فرمانروائى داشت : قبض و بسط امور ، تعليم و تأديب ، دادرسى و دادخواهى و نظارت بر امور اجتماعى آنان در تمام شئون فردى و اجتماعى به عهدهء نقيب هر خاندان بود ، و او نقيب النقباء آل ابى طالب .
3 - مقام ارجمند خاندانش از جانب پدر و مادر كه تمامى تبارش از دو سو فرمانروايان و رهبران و بزرگ مردان اجتماعى و دينى بودهاند ، علاوه بر آنچه در وجود شريفش از لياقت و كفايت و درايت و دورانديشى جمع بود و به حق شايستگى آن را داشت كه به عنوان امير الحاج منصوب گرديد و توانست در دوران تصدى مراقب سلامتى حجاج و رفع حوائج و نيازمنديهاى آنان باشد ، و همگان شاكر الطاف و تلاشهاى كريمانهء او بوده باشند .
4 - ابهت و جلال و جمال و مكانت علمى و اجتماعى او از يكطرف ، و توام بودن قدرت و سطوت او با تحقيق و درايت و موشكافى از طرف ديگر ، موجب شد كه كفالت امر مظالم و پژوهش امور دادرسى و دادخواهى به او محول گردد ،