در نتيجه بيش از سى سال ، ( 1 ) در شرق و غرب عالم اسلامى ، نقباء آل ابى طالب ، تحت ادارهء شخص او انجام وظيفه مىكردند ، حجاج با سرپرستى و رهبرى او عازم حج مىشدند ، و در حرمين شريفين مدينه و مكه از امر و نهى او خارج نبودند و دادرسى مظالم و قضاوت و داورى در مرافعات و مخاصمات بوسيلهء او اجرا و انجام مىگرفت .
( اضافات چاپ دوم : )
« ابن جوزى در تاريخ منتظم ج 7 ص 276 مىنويسد : روز شنبه سوم صفر سال 406 هجرى ، شريف مرتضى ابو القاسم موسوى به منصب امير الحاجى و مظالم و نقيب النقبائى آل ابى طالب و تمام مناصبى كه برادرش شريف رضى عهده دار آن بود ، منصوب گشت ، تمام مردم براى شنيدن منشور ولايت و امارت او در كاخ خلافت گرد آمدند و فخر الملك وزير بهمراه اشراف و قضاة و فقها ، همگان حاضر بودند ، منشور خليفه بدين شرح بود :
اين فرمان از مقام خلافت : ابو العباس ، احمد ، امام ، قادر باللَّه ، امير المؤمنين به على ابن موسى علوى شرف صدور يافته است از آنجا كه نسب تابناكش او را به مقام خلافت تقرب بخشيده و خدمات ذى قيمتش او را در سلك پيشوايان و پيشتازان اين دربار منسلك ساخته است ، علاوه بر خاندان كريمش كه او را تشريف و عظمت داده و باحترامات فائقه ويژه و مخصوصش ساخته ، از اين رو به كفالت و سرپرستى امور حجاج و نقابت نقباء مفتخر مىآيد و به تقوى و پرهيزگارى توصيه مىشود . . . »
بخاطر اين جهات مذكوره ، به لقب شريف مرتضى ، اجل ، طاهر ، ذوالمجدين نامور گشت و در سال 420 ه با لقب « علم الهدى » بافتخار ويژه اى دست يافت ، از اين رو كه وزير ابو سعيد محمد بن الحسن بن عبد الرحيم ، در اين سال دچار بيمارى گشت ، در رؤيا سرورمان امير المؤمنين را مشاهده كرد كه فرمود : از علم الهدى درخواست كن ، تعويذى بر تو بخواند تا از بيمارى برهى پرسيد يا
هامش
( 1 ) صحاح الاخبار ، تأليف سراج الدين رفاعى ص 61 . مستدرك ج 3 ص 516 نقل از قاضى تنوخى .