تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
سرى مغربا بالعيس ينتجع الرّكبا يسائل عن بدر الدّجى الشرق و الغربا على عذبات الجزع من ماء تغلب غزال يرى ماء القلوب له شربا اذا لم تبلَّغنى اليك ركائبى فلا وردت ماء و لا رعت العشبا
- شبانه با شتاب بر شتر نجيب رهوار راه مغرب گرفت تا مرغزارى جويد و در طلب آن ماه تابان شرق و غرب را زير پانهد . - بر چشمه زار قبيلهء تغلب غزال رعنائى مقام دارد كه شراب خوشگوارش از دل عشاق مهياست . - اگر اين مركوبم به راه درماند و از فيض حضورت محروم سازد ، آبشخور و مرغزارش حرام باد . * منظور شريف مرتضى ، همين بيت اخير است . ابن مطرز در پاسخ گفت : از آن هنگام كه عطا و بخشش سرورمان شريف به اين پايه رسيده كه مىفرمايد :
يا خليلىّ من ذؤابة قيس فى التّصابى مكارم الاخلاق غنيّانى بذكرهم تطربانى و اسقيانى دمعى بكاس دهاق و خذ النّوم من جفونى فانّى قد خلعت الكرى على العشّاق
- اى دوستان مهربان ، اى شريف زادگان قبيله قيس ، عشق و دلدادگى خلق و خوى شريفان است . - بيادشان سرود آغازيد و دلم از طرب خرم سازيد ، جام شراب را هم از سيلاب ديده‌ام مالامال كنيد . - خواب نوشين از ديدگانم بزدائيد كه من خواب ناز را بر ساير عشاق به خلعت و عطا بخشوده‌ام . * از آن هنگام كه شريفمان سيد مرتضى عطائى را به خلعت مىبخشد كه در اختيار او نيست و نه كسى آن را پذيرا مىشود ، مركوب زير پايم به اين بدبختى و بىنوائى دچار گشته است . با اين جواب بموقع و زيبا ، شريف دستور فرمود جائزه اى به دو عطا كردند .