تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
- موى سپيد ، اعلام خطر است اگر بر حذر باشند ، پيرى زبان به پند و نصيحت گشوده اگر بپذيرند . و دلّ ما حطَّ عليك من سنى عمرك أنّ الحظَّ فيما قدر حل - سالهاى عمرى كه در فناء زندگى بار افكنده ، گواه است كه بخت و اقبالت بار بسته . - زندگى سراسر درس عبرت است ، و تو بىخبر دنبال ديو آرزو مىتازى .
ما بين يمناك و بين اختها الَّا كما بين مناك و الأجل
- فاصلهء آرزوها با مرگ نه چندان است ، چونان كه فاصلهء دست راست با چپ . - اينك كه توانى در كار خير بكوش . آرزوى سعادت كن باشد كه دريابى . - سبكبال جانب حوض كوثر پوى كه صاحبان حوض ، ترازوى عملت را گرانبار سازند . - به مهر آل احمد چنگ برزن ، اين دستاويز رستگارى ناگسستنى است . - سوگى نثار تربتشان ساز يا ثنائى : چكيدهء انديشه‌هاى بلند و احساس دلپسند .
عقائلا تصان بابتذالها و شاردات و هى للسّارى عقل
- دوشيزگان قصائد كه در پرده نهان باشند ، و چون از پرده برآيند ، رهزن مسافران باشند .
تحمل من فضلهم ما نهضت بحمله اقوى المصاعيب الذّلل موسومة فى جبهات الخيل أو معلَّقات فوق اعجاز الابل
- از دفاتر فضلشان آن چند به سراسر گيتى بر ! كه اشتران قوى هيكل از حمل آن عاجز آيند . - آويزه اى بر كاكل خيل و استر ، آويخته از كوهان اشتر . - سروران را يكى پس از ديگرى ثنا برخوان ، قهرمانان را يكى پس از ديگرى بسوك و ماتم نشين . - پاكدامنان در سياهى شب ، پناه درماندگان به سيه روزى . - بخشندگان نعمت بهنگامى كه پهنهء زمين از قحط و غلاتيره و درهم ، چهرهء