كشاندند .
- و چون برادرت على زمام خلافت كشيد تا به سوى حق باز گرداند ، از اين رو دشوار و سنگين بود .
- آمدند كه با خوارى به قاتلانش سپارند ، با آنكه خود معركه آراى قتال بودند .
- ناگفتنى بسيار است ، دادخواه آنان بروز قيامت توئى ، واى بر آنان كه مهلت يابند .
لكم آل ياسين مدحى صفا
و ودّى حلا و فؤادى خلا
- اى خاندان مصطفى . اينك ثنايم چون آب زلال ، مهرم شيرين و خوشگوار ، قلبم خالى از مهر اغيار است .
و عندى لاعدائكم نافذات قولى ما صاحب المقولا
- سخنان گزندهام براى دشمنان آماده ، مادام كه زبان در كام بچرخد .
اذا ضاق بالسّير ذرع الرّفيق
ملأت بهنّ فروج الملا
- اگر با گام هموار به مقصود نرسم . بشتابم و دامن صحرا پر كنم :
- از تير جان شكاف كه بر هر جا نشيند ، هلاك سازد .
- چرا چنين نباشم . با آنكه راه نجات بخش دينم براهنمائى شما مكشوف افتاد .
- با درستى به راه راست قدم نهادم . پيش از آن ، سر خود گرفته بيراهه مى - شتافتم .
- زنجير شرك را پاره كردم . با آنكه در گردنم قفل بود .
- سروران من . مادام كه ابرى خيزد و رعدى برانگيزد ، دوستار شمايم .
- و از دشمنان شما بيزارى جويم . بيزارى شرط مهر كيشى است .
- وابستهء مهر شما از كيفر هراس نكند . در روز فردا ، بايدش كه پناه باشيد .
* در سروده اى دگر ، امير المؤمنين را ستوده و كيد و كين دشمنانش را ياد نموده گويد :
ان كنت ممّن يلج الوادى فسل
بين البيوت عن فؤادى : ما فعل