تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
كشاندند . - و چون برادرت على زمام خلافت كشيد تا به سوى حق باز گرداند ، از اين رو دشوار و سنگين بود . - آمدند كه با خوارى به قاتلانش سپارند ، با آنكه خود معركه آراى قتال بودند . - ناگفتنى بسيار است ، دادخواه آنان بروز قيامت توئى ، واى بر آنان كه مهلت يابند .
لكم آل ياسين مدحى صفا و ودّى حلا و فؤادى خلا
- اى خاندان مصطفى . اينك ثنايم چون آب زلال ، مهرم شيرين و خوشگوار ، قلبم خالى از مهر اغيار است . و عندى لاعدائكم نافذات قولى ما صاحب المقولا - سخنان گزنده‌ام براى دشمنان آماده ، مادام كه زبان در كام بچرخد .
اذا ضاق بالسّير ذرع الرّفيق ملأت بهنّ فروج الملا
- اگر با گام هموار به مقصود نرسم . بشتابم و دامن صحرا پر كنم : - از تير جان شكاف كه بر هر جا نشيند ، هلاك سازد . - چرا چنين نباشم . با آنكه راه نجات بخش دينم براهنمائى شما مكشوف افتاد . - با درستى به راه راست قدم نهادم . پيش از آن ، سر خود گرفته بيراهه مى - شتافتم . - زنجير شرك را پاره كردم . با آنكه در گردنم قفل بود . - سروران من . مادام كه ابرى خيزد و رعدى برانگيزد ، دوستار شمايم . - و از دشمنان شما بيزارى جويم . بيزارى شرط مهر كيشى است . - وابستهء مهر شما از كيفر هراس نكند . در روز فردا ، بايدش كه پناه باشيد . * در سروده اى دگر ، امير المؤمنين را ستوده و كيد و كين دشمنانش را ياد نموده گويد :
ان كنت ممّن يلج الوادى فسل بين البيوت عن فؤادى : ما فعل
الغدير ( فارسي ) — صفحة 51 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى