- اما در رؤيا ، هنوز بر سر پيمان است ، گر چه پيمان شكنى راه و رسم ديرين است .
- خدا را چه شب كوتاهى . اگر وصل دلدار نبود ، چون شب يلدا بود .
- آن دامن كبريا كه در شور و شيدائى بر زمين مىكشيدم ، اينك به پيرى كوتاه گشته .
- به زودى هم و غم بر دل برجهد و از شوق و سرخوشى بازم دارد .
- از آه سوزانم سوهانى بسازد كه شمشير جانكاه را بسايد .
* و أغرى بتأبين آل النّبىّ
ان نسّب الشّعر أو غزّلا
- اينك به ثناى آل پيامبر حريصم ، قصيده اى بسرايم ، غزلى بيارايم .
- جانم فداى آن اختران خاموش ، لكن چراغ هدايت خاموشى نگيرد .
- پيكر انورشان در بيابان ، فضاى جهان را پرتو افكن است .
- تودهء غبرا از حمل اين بار سنگين درماند ، از اين رو شمع وجودشان را در دل نهفت .
- فيض بحثى كردند : ابر و دريا آفريدند . فرو افتادند : قلههاى عظمت را بنياد نهادند .
- از رقيب كه بمفاخرت خيزد ، واپرس كه پايههاى عظمت و مجدشان تا بكجا برشده است .
- قرآن ، كدام خاندان را با مباهله تشريف داد ، كه رسول خدا به آبروى آنان بدعا برخاست .
- معجز قرآن بر كه نازل گشت ؟ و در كدام خاندان ؟
- در روز « بدر » بدرى كه پرچم دين را بر افراشت ، چه كسى يكه تاز ميدان بود ؟
- كه بيدار ماند و ديگران بخواب غنودند ؟ داناتر كه بود ؟ دادگسترين آنان كدام .
به من فصل الحكم يوم الجنين
فطبق فى ذلك المفصلا
- مساعى جميله فراوان است ، تفصيل آن سخن را بدرازا كشد ، اجمال آن