تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
- اما در رؤيا ، هنوز بر سر پيمان است ، گر چه پيمان شكنى راه و رسم ديرين است . - خدا را چه شب كوتاهى . اگر وصل دلدار نبود ، چون شب يلدا بود . - آن دامن كبريا كه در شور و شيدائى بر زمين مىكشيدم ، اينك به پيرى كوتاه گشته . - به زودى هم و غم بر دل برجهد و از شوق و سرخوشى بازم دارد . - از آه سوزانم سوهانى بسازد كه شمشير جانكاه را بسايد .
* و أغرى بتأبين آل النّبىّ ان نسّب الشّعر أو غزّلا
- اينك به ثناى آل پيامبر حريصم ، قصيده اى بسرايم ، غزلى بيارايم . - جانم فداى آن اختران خاموش ، لكن چراغ هدايت خاموشى نگيرد . - پيكر انورشان در بيابان ، فضاى جهان را پرتو افكن است . - تودهء غبرا از حمل اين بار سنگين درماند ، از اين رو شمع وجودشان را در دل نهفت . - فيض بحثى كردند : ابر و دريا آفريدند . فرو افتادند : قله‌هاى عظمت را بنياد نهادند . - از رقيب كه بمفاخرت خيزد ، واپرس كه پايه‌هاى عظمت و مجدشان تا بكجا برشده است . - قرآن ، كدام خاندان را با مباهله تشريف داد ، كه رسول خدا به آبروى آنان بدعا برخاست . - معجز قرآن بر كه نازل گشت ؟ و در كدام خاندان ؟ - در روز « بدر » بدرى كه پرچم دين را بر افراشت ، چه كسى يكه تاز ميدان بود ؟ - كه بيدار ماند و ديگران بخواب غنودند ؟ داناتر كه بود ؟ دادگسترين آنان كدام .
به من فصل الحكم يوم الجنين فطبق فى ذلك المفصلا
- مساعى جميله فراوان است ، تفصيل آن سخن را بدرازا كشد ، اجمال آن