- جز پدرت بود : پيشواى هدايت و چراغ امت شير بيشهء شجاعت .
- كند باد شمشيرى كه پيكرت در خون كشيد و روى هر چه شمشير است سياه كرد .
- آب گوارا در كامم شرنك شد ، جامهء حريرم سوهان تن گشت .
- اين تن ناتوانم كى تواند ، اين بار مصيبت توان فرسا بر دوش كشد .
- حسرت و افسوسم بر تو است . و اين نيز گفت با خبران است كه روز قيامت آتش حسرت با اشارهء تو سرد و سلامت خواهد گشت .
- سرور من . اين بوى دلاويز تو است كه زايران با خود آوردند ، يا مشك ختن كه با تربتت بياميخت .
- گويا عرصهء مزارت گلزار بهارى است كه سوز پائيزى بر آن وزيد .
- من بشما مهرورزم مادام كه طائفان كعبه به سعى پردازند و يا قمرى بر شاخساران بنالد .
- گر چه نژادم پارسى است ، اما مرد شريف و آزاده ، تعلق خاطرش وقف آزادگان شريف است .
ركبت - على من يعاديكم
و يفسد تفضيلكم بالوقوف -
سوابق من مدحكم لم أهب
صعوبة ريّضها و القطوف
تقطَّر غيرى اصلابها
و تزلق اكفالها بالرّديف
بر سمند تيزگام ادب بر شدم و بر دشمنان بدخواهتان تاختم .
سمندى تيز رفتار از قصائد آبدار كه از طغيان و سركشى آن هراسى در دل نداشتم . با آنكه سواران دگر از سركشى و طغيان تكاور واژگون گشتند ، و رديف آنان نيز به خاك درغلتيد .
* و از سرودههاى شاعر در مدح و ثناى اهل بيت اين ابيات زير است :
سلامن سلامن بنا استبدلا ؟
و كيف محا الآخر الاوّلا ؟
آنكه از ما دل بريد . ندانم چه كسى را برگزيد ؟ چگونه مهر نوين عشق ديرين را از ياد برد .
- آن پيمانهاى مؤكد كجا شد ؟ و آن عشق آتشين كه ملامت ناصحان را