تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
- اين گردش ناگوار زمانه بر آل على بود كه زبان مرا به هجو زمانه باز كرده . - با آنكه از ديارم بدوراند ، اما از درد فراق آن كشم كه دوست همنشين در فراق همنشين . - اينك همدم من ، تنها عزاداران و غمگساران حسيناند . - كينهء ديرين در كمين بود ، بروز عاشورا طوفانى سهمگين به پا كرد .
قتيل به ثار غلّ النفوس كما نغر الجرح حكّ القروف
- و شهيدى بجاى نهاد كه كينهء انسانها را برآشوفت ، چونان كه جراحت را با سرانگشت به خون بپالايند . - با آن دستى كه ديروز بيعت سپردند ، امروز هيولاى مرگ را به سويش راندند . - بدين زودى جدش را از ياد بردند ، حقوق ديرين و نوين يكسره از خاطر ستردند . - بار نفاق در دل ، به سويش پرواز گرفتند ، مكر و فسون در زير بال نهفتند . - چه ناگوار است بر من كه غول مرگ بر سينهء با وقارت بر شد . - و سر انورت كه خاك آلوده بر سرنى كردند ، با آنكه خورشيدش به زير پى بود . - مطرودتر ، فرمانروايشان كه پويا شد ، دوان و خيزان . - واى بر فرمانبرانشان كه بهشت عدن را به بهاى اندك فروختند . - و تو اى سرور من - گر چه از مقامت محروم كردند - پيشوائى ، همچون پدر ارجمندت برغم انف كافران . - بروز خيبر ، معجز قلعه و در ، بر دست كه جارى شد ؟ و بر سر چاه شر جنيان كه برتافت ؟ - بروز « بدر » و « احد » صفوف دشمن كه پراكند ؟ شمل آشفتهء دين را كه مجتمع آورد . - بتهايشان را برضاى حق ، كه درهم كوبيد ؟ با آنكه بتپرستان حاضر و ناظر بودند .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 45 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى