تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
بويژه نام ترا به فضيلت ياد فرمود . - جمعى نيرنگ زدند و بعد از رسول راه خيانت گرفتند ، اين يك در نيرنگ و دغل همتاى ديگرى بود .
* و هبهم سفاها صحّفوا فيك قوله فهل دفعوا ما عنده فى المصاحف
- گيرم كه با سفاهت سخن رسول را برتابيدند ، آيات قرآن را چگونه برمىتابند ؟ - بعد از تو فاتحهء اسلام را خواندند : دين را با خوارى و خفت زير پا نهادند .
و جدّدها بالطَّفّ بابنك عصبة أباحوا لذاك القرف حكَّة قارف
- اين سفاهت و خيانت در بيابان « طف » بر سر فرزندت حسين تجديد شد : روا شمردند كه زخم كهنه را با سرانگشت خونبار سازند . - ناگوار است بر رسول خدا كه از سينهء دخترزاده اش خون چون ناودان روان است . - ميراث خلافت را از چنگ تو ربودند ، و خلافت خود را چونان غل جامعه بر گردن آيندگان بستند . - اى تشنهء در خون طپيده كه اگر در ركابش بودم ، با سيلاب اشك خود سيرابش مىساختم .
سقى غلَّتى بحر بقبرك انّنى على غير المام به غير آسف
- از درياى رحمتى كه به كويت اندر است ، موجى برآمد و از عطشم وارهانيد ، با آنكه در كنار تربتت حاضر نبودم . - زايران مرقد پاكش درود مرا به نيابت نثار كردند تا تشريف جويم اگر چه ديدگانم از اين شرافت محروم ماند . - بازگشتند و غبارى از تربتش بر سينه‌ام فشاندند ، شفاى من در همان بود كه آنان ذخيرهء روز درماندگى سازند . - مهر دوستانت به دل نهفتم ، مهرى موافق . شتم دشمنانت بر زبان دارم ، دشمنى آشكار .
دعىّ سعى سعى الاسود و قد مشى سواه اليها أمس مشى الخوالف
الغدير ( فارسي ) — صفحة 43 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى