بويژه نام ترا به فضيلت ياد فرمود .
- جمعى نيرنگ زدند و بعد از رسول راه خيانت گرفتند ، اين يك در نيرنگ و دغل همتاى ديگرى بود .
* و هبهم سفاها صحّفوا فيك قوله
فهل دفعوا ما عنده فى المصاحف
- گيرم كه با سفاهت سخن رسول را برتابيدند ، آيات قرآن را چگونه برمىتابند ؟
- بعد از تو فاتحهء اسلام را خواندند : دين را با خوارى و خفت زير پا نهادند .
و جدّدها بالطَّفّ بابنك عصبة
أباحوا لذاك القرف حكَّة قارف
- اين سفاهت و خيانت در بيابان « طف » بر سر فرزندت حسين تجديد شد :
روا شمردند كه زخم كهنه را با سرانگشت خونبار سازند .
- ناگوار است بر رسول خدا كه از سينهء دخترزاده اش خون چون ناودان روان است .
- ميراث خلافت را از چنگ تو ربودند ، و خلافت خود را چونان غل جامعه بر گردن آيندگان بستند .
- اى تشنهء در خون طپيده كه اگر در ركابش بودم ، با سيلاب اشك خود سيرابش مىساختم .
سقى غلَّتى بحر بقبرك انّنى
على غير المام به غير آسف
- از درياى رحمتى كه به كويت اندر است ، موجى برآمد و از عطشم وارهانيد ، با آنكه در كنار تربتت حاضر نبودم .
- زايران مرقد پاكش درود مرا به نيابت نثار كردند تا تشريف جويم اگر چه ديدگانم از اين شرافت محروم ماند .
- بازگشتند و غبارى از تربتش بر سينهام فشاندند ، شفاى من در همان بود كه آنان ذخيرهء روز درماندگى سازند .
- مهر دوستانت به دل نهفتم ، مهرى موافق . شتم دشمنانت بر زبان دارم ، دشمنى آشكار .
دعىّ سعى سعى الاسود و قد مشى
سواه اليها أمس مشى الخوالف