تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
انشاد مىكرد ( 1 ) تصور نمىكنم با خرزى كه در « دمية القصر » ص 76 زبان به ستايش شاعر گشوده ، راه مبالغه پيموده باشد ، آنجا كه گويد : « هو شاعر له فى مناسك الفضل مشاعر ، و كاتب تحت كلّ كلمة من كلماته كاعب . و ما فى قصائده بيت ، يتحكَّم عليه بلو و ليت ، و هى مصبوبة فى قوالب القلوب ، و بمثلها يعتذر الدّهر المذنب عن الذّنوب « : « شاعرى كه در رشته‌هاى فضل و ادب آوازه اى بلند دارد ، نويسنده اى كه از پردهء كلمات شيرين دوشيزگان نمكين برآرد . در قصائد او بيتى يافت نشود كه در آن جاى ليت و لعل باشد ، سروده هايش در قالب دل جاى گيرد . گويا زمانهء ناسازگار ، با تقديم اين آهنگ خوشنوا ، بندامت از گذشته‌هاى غمفزا برخاسته » . اما سروده‌هاى او در رشتهء مذهب ، يكسره احتجاج و برهان است . در اشعار مذهبى او ، جز حجت كوبنده ، ستايش صادقانه ، سوگ دردناك ، نخواهى يافت . گمان مىبرم كه همين قصائد مذهبى اوست كه كينه وران و مخالفين مذهب او را وادار كرده تا فضل آشكار او را پنهان سازند و آن چنان كه شايد و بايد از ستايش مقام بلند او كوتاه آيند . از اين رو معاجم ادب و كتب تراجم از يادآورى ادب بىكران و فضل شايان او تنها به شمه اى قناعت كرده‌اند ، و اين خود هنر و الا و سخن دلرباى اوست كه جلوه گر آمده آوازهء او را همراه باد صبا در جهان منتشر ساخته ، تا آنجا كه بهر كجا گام نهى ، نام مهيار ، با سپاس و ثنا و بزرگداشت از مقام عظمت او توام بينى و دريابى كه ديگران در فروغ هنر عالم آراى او گام مىزنند . به حق سوگند كه اين خود معجزه است كه يك پارسى نژاد به سرودن شعر عربى دست يازد و بر همگنان عرب زبان فائق آيد ، و كمتر كسى را ياراى برابرى با او باشد . تا آنجا كه همگان در ورود و خروج اين آبشخور به دو اقتدا برند . و شگفت نباشد كه مهيار ديلمى بر اين پايه از معالى و مدارج برآيد ، چه او در مكتب استادان اديب و ماهر از خاندان رسول ، همچون سيد مرتضى و شريف رضى و استاد آن
هامش
( 1 ) تاريخ خطيب بغدادى ج 13 ص 276 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 34 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى