گر چه در دل كينه ور است .
- گيرم كه با زور و عناد ، از روز « غدير » سر برتافتند ، بر گو : مساعى ديگرش را برشماريد :
- در پيكار « بدر » ، « جنگ احد » ، « رزم حنين » كه پايمردى و جلادت نشان داد .
- در راه شام كه صخرهء صما را بر كند و آب گوارا به لشكريان سقايت كرد .
- به پيكار يهود بنگريد و قلعهء خيبر ، مرحب خيبرى را قاضى خود سازيد .
- آيا دژ استوارشان جز با دست على تهديد شد ؟ يا اينكه باب دژ از جاى بركنده گشت ؟
- بينديشيد در پيكار عمرو - بن عبدود ، فارس يليل كه با هزار مرد برابر شد ، و مقياس گيريد با پيكار او در جنگ خندق
- اين دو شير ژيان ( مرحب خيبرى - فارس يليل ) شكار شمشير على گشتند ، با آنكه از هيچ دلاورى بيم بدل راه نمىدادند .
- سلحشوران « ضبّه » كه ميان تنگ بر بسته روز بصره در پاى هودج جانفشانى كردند .
* و رجال ضبّة عاقدى حجزاتهم
يوم البصيرة من ظعينة فانيا
ضغموا بناب واحد و لطالما
دردوا أراقم قبلها و افاعيا
- با يورش على نابود شدند ، و از آن پيش چه اژدرها كه مىبلعيدند .
- البته ، نبرد صفين از ساير پيكارها پيچيده تر بود ، اگر از معاويه واپرسى ، سخن راست و درست خواهى شنيد .
در پيرامون شعر :
استاد احمد نسيم مصرى ، در ذيل اين شعر :
وهب « الغدير » أبوا عليه قوله
نهيا فقل عدّوا سواه مساعيا
چنين گويد : « نهى » - بكسر نون - غدير و امثال آن را گويند ، و براى پيشوايمان على ، رزمى است كه بنام « غدير خمّ » ياد مىشود ، شاعر ، بدان رزم اشاره مىكند .
امينى گويد : كاش استاد مصرى ، بعد از آنكه « نهى » را عوض « بغى » در ديوان