تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
- در تاريخ اسلام ، اختلافى شديدتر از اين نشان نداريم ، جز روايات ساختگى كه بهم بافته‌ايد .
و اسألهم يوم « خمّ » بعد ما عقدوا له الولاية لم خانوا و لم خلعوا قول صحيح و نيّات بها نغل لا ينفع السّيف صقل تحته طبع
- از چه رو ، در غدير خم كه پيمان ولايت بستند ، راه خيانت گرفتند و سر برتافتند . - بر زبان گفتارى با شدّ و مد ، دلها انباشته از كينه و حسد ، غلاف شمشير زرنگار در ميانش تيغه اى پر از زنگار . - اى سرور مؤمنان ! انكارشان پس از اعتراف ، جامهء عارى است كه بر تن پيچيده‌اند . - و نقض پيمانى كه در حقت روا دانستند ، بدعتى بود كه بر سبيل شرع معتبر شناختند . - تو حق خود وا نهادى ، و گرنه در مىيافتند كه چسان دماغهاى به خاك آلوده در هم كوفته مىشد . - بحمايت از دين ، راه صبر و شكيبائى در پيش گرفتى ، آنان بخواب اندر شدند و تو بيدار ماندى .
ليشرقنّ بحلو اليوم مرّ غد اذا حصدت لهم فى الحشر ما زرعوا
- به حق سوگند كه شيرينى دنيا بفرداى قيامت با تلخى گلو گيرشان خواهد بود ، آنگاه كه سزايشان را در كنار نهى . - بروزگارت نبودم تا جانفشانى كنم ، اينك با تيغ زبان در راهت پيكار سازم . - آرى زبان گويا ، در قلبها رخنه سازد آنجا كه نيزه‌هاى جانشكاف درماند . - تبارم در فارس و آئينم آئين شماست . گوارايم باد آن تبار با اين آبشخور مرغزار . - از آن روز كه پا به دوران شباب نهادم ، بشما پناه آوردم ، سرانجام ، نور
الغدير ( فارسي ) — صفحة 26 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى