تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
- اينك شامم به شام دگر متصل است ، اما خوابم بسان روز وصل ، در هم گسيخته . - كاش آنان كه دعوت ساربان را لبيك گفتند ، آواى رحيل او را ناشنيده مىگرفتند . - يا بار اندوهى كه بهنگام وداع بر دل گرفتم ، تار و پودم را برمىگسيخت تا از رنج و عذاب وارهم . - ناصح ، در نكوهش و عتاب اصرار دارد ، و من سر نافرمانى . من مىگريزم و او در پىروان است . - گويد : جانت بخطر ميفكن كه عشق و شيدائى سرابى است فريبنده ، و مراقبت از جان يك وظيفهء الهى است . - آب نااميدى بر آتش دل بيفشان ، تا آرامش خاطرت باز آيد . - زمانه رنگارنگ است . دنيا وارونه شده . همان بهتر كه دل شيدا زده راه سلامت گيرد .
هذى قضايا رسول اللَّه مهملة غدرا و شمل رسول اللَّه منصدع
- نبينى كه فرمان رسول ، با مكر و فسون زير پا ماند ، جمعيت خاندانش پراكنده گشت ؟ - مردم به خاطر عهد و پيمان ، يكرأى و متفق نشوند ، اما براى خيانت دلى يكدله دارند . - خاندان پيامبر كه « آل اللَّه » اند ، و شبان دين ، در صف رعيت دستخوش جور و جفا مانده‌اند ؟ - پيمان رسول را زير پا گذاشتند ، انصار رسول هم با آنان همعنان گشتند .
تضاع بيعته يوم الغدير لهم بعد الرضا و تحاط الرّوم و البيع
- بيعت روز « غدير » كه ويژهء خاندانش بود ، تباه ماند ، اما يهود و نصارى بخاطر پيمان در اماناند . - با سوگند و قسم ، دست بيعتگران كشيدند و به زور شمشير به اطاعت درآوردند .