تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
- آن يك فرمانى نوشت كه بدعتها را بجاى سنت جلوه گر ساخت . - آن دگر با مكروفسون دامى چيد و دنياى فريبكارش از نصيب آخرت محروم نمود . - صاحبدلى پرسيد : على كه با نص رسول ، وارث سرير خلافت بود ، حق خود دريافت يا مانع ورادعش گشتند ؟ - گفتم : غائله اى بود كه منش بر ملا نسازم . خداوند سزايشان در كنار نهد . - به آنان كه اگر نام برم ، همگان مىشناسند ، و چهره هاشان از كينهء درون پرچين است . - به آن هنگام كه بازار دين بىرونق بود ، از نزاع و درگيرى باز نشستند و چون پرچم دين باهتزاز آمد ، بر سر خوان گسترده اش به نزاع و كشمكش برخاستند . - پيشتازشان در مكر و دغل از دومى الهام مىگرفت ، سومى دنباله رو آنان گشت . - بيائيد در اين باره منصفانه قضاوت كنيم : خرد داور ما باشد ، و محكوم ، هر كه باشد ، محروم . - بكدامين حق فرزندان رسول ، سر بفرمان شما گذارند ، با اينكه افتخار شما در متابعت رسول است .
و كيف ضاقت على الاهلين تربته و للآجانب من جنبيه مضطجع
- خاندانش از آرميدن در كنار تربت او محروم ، بيگانگان در كنار مرقدش مدفون ؟ - از چه رو اجماع را حجت خود دانيد ، با آنكه نه اجماعى در ميان بود ، و نه رضا و رغبتى مشهود . - اجماعى كه « على » در جمع مشاورين نباشد و با زور و اكراه تن در دهد ، عباس عموى رسول در شمار مخالفين باشد . و تدّعيه قريش بالقرابة و الأنصار لا رفع فيه و لا وضع - مهاجرين قريش ، به بهانه قرابت و خويشى برخيزند ، انصار با دستى درازتر از پا بنشينند .