تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
قرن پنجم

38 غديريهء مهيار ديلمى

( متوفى 428 ) غديريهء اول
هل بعد مفترق الاظعان مجتمع ؟ أم هل زمان بهم قد فات يرتجع ؟ تحمّلوا تسع البيداء ركبهم و يحمل القلب فيهم فوق ما يسع
- از پس اين فرقت و جدائى ، روى آشنا خواهم ديد ؟ آيا ايام وصل باز خواهد آمد ؟ - براحت بار سفر بر دوش كشيدند ، گنجايش وادى بيش از عظمت كاروان ، و اين دل بريان بار غمى دوش گرفت ، فوق گنجايش آن . - رو به مغرب روانند ، چنان بسرعت كه گويا با خورشيد هم عنان مىروند . - ديده و دل ، از درد فراق ، شكوه دارد ، چونان كه كاروان بار غم بر دل گرفته . - مهار شتر آزاد است ، اما گردن شتر در زير بار اندوه خم گشته .
تشتاق نعمان لا ترضى بروضته دارا و لو طاب مصطاف و مرتبع
- با اشتياق به ملك نعمان رهسپر است ، اما از بوستان خرم او دلخوش نيست ، گر چه مرغزارش در تابستان و بهار دل از كف مىربايد .
فداء وافين تمشى الوافيات بهم دمع دم و حشافى اثرهم قطع
- جانم فداى اين كاروان كه خون دل و اشك رخساره بدرقه راهشان بود .