قرن پنجم
38 غديريهء مهيار ديلمى
( متوفى 428 )
غديريهء اول
هل بعد مفترق الاظعان مجتمع ؟
أم هل زمان بهم قد فات يرتجع ؟
تحمّلوا تسع البيداء ركبهم
و يحمل القلب فيهم فوق ما يسع
- از پس اين فرقت و جدائى ، روى آشنا خواهم ديد ؟ آيا ايام وصل باز خواهد آمد ؟
- براحت بار سفر بر دوش كشيدند ، گنجايش وادى بيش از عظمت كاروان ، و اين دل بريان بار غمى دوش گرفت ، فوق گنجايش آن .
- رو به مغرب روانند ، چنان بسرعت كه گويا با خورشيد هم عنان مىروند .
- ديده و دل ، از درد فراق ، شكوه دارد ، چونان كه كاروان بار غم بر دل گرفته .
- مهار شتر آزاد است ، اما گردن شتر در زير بار اندوه خم گشته .
تشتاق نعمان لا ترضى بروضته
دارا و لو طاب مصطاف و مرتبع
- با اشتياق به ملك نعمان رهسپر است ، اما از بوستان خرم او دلخوش نيست ، گر چه مرغزارش در تابستان و بهار دل از كف مىربايد .
فداء وافين تمشى الوافيات بهم
دمع دم و حشافى اثرهم قطع
- جانم فداى اين كاروان كه خون دل و اشك رخساره بدرقه راهشان بود .