تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
3 قصيدهء ديگر كه 29 بيت است با اين سر آغاز :
كم قد عصيت مقال النّاصح النّاهى و لذت منكم بحبل واهن واه
- سالها پند ناصح مشفق پس گوش افكندم ، با ريسمان پوسيدهء شما بچاه افتادم . * در اين قصيده گويد : - مهر خاندان رسولم در دل است ، از گناهان بازم دارند ، ذخيرهء آخرت هم آنهايند . - اى شيعيان راه وفا گيريد ، سر مفاخرت و مباهات بر سما برافرازيد . - اگر بدستاويز ولايش چنگ زنى ، ريسمان ولايش در كف خدا بينى . - بفرمان حق حامى اسلام گشت ، از اينرو بر همهء اديان پرتو افكند . - جفت بتول ، و اگر دخت محمد نبود ، پيشوايان بر حق از كجا بود . - پيامبر حق بروز « غدير » منشور خلافتش برخواند ، جز منافق بىدين حق او نر بود .

شاعر

: - ابو المعالى ، عبد العزيز بن حسين بن حباب ( 1 ) اغلبى ، سعدى ، صقلى ، معروف به قاضى جليس . از پيشتازان شعراء مصر است و دبيران آن سامان ، در سلك نديمان ملك صالح طلايع بن رزيك بود كه ترجمه اش در صفحه 171 گذشت ، پندار من اين است كه در اثر مجالست دائم با ملك صالح ، بلقب « جليس » مشهور گشته باشد . قاضى جليس ، از سرايندگانى است كه در مهر و ولاى عترت طه قدمى راسخ داشته است ، چنان كه اشعار و سروده هايش حاكى است ، فقيه معاصرش عمارهء يمنى كه شرح حال او تحت رقم 52 خواهد آمد ، با قصيده اى كه بسال 551 سروده و در ص 158 كتاب « نكت عصريه » خود ثبت كرده ، زبان به ثنا و ستايش او گشوده است .
هامش
( 1 ) در معجم الادباء ج 3 ص 157 ( جناب ) آمده .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 238 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى