تسرّعت فى مدحى لهم متبرّعا
و أقلعت عن تركى له متورّعا
- نداى عشق را نشنيده گرفتم ، داعى خاندان رسول را لبيك اجابت گفتم .
- انديشهء تاريك خود در پرتو دانش آنان گرفتم ، راه حقيقت را صاف و روشن دريافتم .
- به مهرشان دل بستم ، دشمنان هر چه خواهند گويند . ولايشان پذيرفتم ، منكران هر چه خواهند خرده گيرند .
- زبان به ثنايشان گشودم ، با شتاب راه خدمت گرفتم . عذر تقصير گفتم ، از خطا پرهيز كردم .
- آنهايند كه صائم و قائماند ، از خوف حق در بيم و اضطرابند .
- شبها با راز و نياز بسر برند ، با ركوع و سجود ، شب زنده داراند .
- با مهر و ولايشان عبادت ما مقبول افتد ، از عنايتشان طاعت ما بآسمانها بر شود .
- با يادشان ابر آسمان باران ريزد ، گرفتاريها رخت بربندد .
- گفتارشان با كردار برابر باشد ، وه چه نيك است . علم و عمل توأمان باشد ، معنى تقوى همين است .
- پدر آنان وصى مصطفى است ، وارث علمش ، از اينرو ميراث نبوت به دو داد .
- ستون دين از وجودش راست شد ، اركان دين برقرار ماند .
- جان عزيزش فداى رسول كرد ، از خيل دشمنان نهراسيد .
- آشكارا ، سرور و سالارشان ناميد ، همپايهء او در فضل و عصمت آمد .
- غبار غم از چهرهء احمد كه زدود ؟ آنجا كه ديگران وانشستند .
- دراز قلعهء خيبر كه بركند ؟ لرزه بر حصار مشركين افكند .
- روز « بدر » ، اجساد مشركين در چاه بينباشت ، سرها از تن جدا كرد .
- بسا حاسدان كه بر فضلش رشك بردند ، فضلى كه همتا ندارد .
- روز « غدير » ، عزم خيانت در دل آنان پروراند ، روز « جمل » نتيجه اش آشكار آمد .
- قرآن بجنگ آنان برخاست ، از پا ننشستند ، اسلام بسرزنش و ملامت زبان باز كرد ، در گوش نگرفتند .