- مناقب و مفاخرش نهفتند ، بر ملا شد . پرتوش در حجاب كردند ، جهان روشن گشت .
- مشك و عنبر كى نهان گردد ، شميم جان پرورش در پرده نماند .
* و از همين قصيده است :
- أيا امّة لم ترع للدّين حرمة
و لم تبق فى قوس الضّلالة منزعا
- هلا . اى امت گمراه كه حرمت دين بشكست ، سرگشتگى و ضلالت از حد بدر برد .
- با كدامين حجت و برهان ، فرمان حق زير پا نهاديد .
- حق ويژهء على را غصب كرديد ، امامت و خلافت راه شما را هموار كرد .
- تيغ كين در خاندان رسول نهاديد ، سر و دست آنان از تن جدا كرديد .
- در كربلا خونشان حلال شمرديد ، ناوك سنان از خونشان سيراب نموديد .
- آب فرات بر آنان حرام شد ، تشنه كامان را دادرسى باقى نماند .
* قصيده 56 بيت است كه قسمتى از آن گزين شد .
2 در ماتم سيد الشهداء چنين سروده
ان خانها الدّمع الغزير
فمن الدّماء لها نصير
دعها تسحّ و لا تشحّ فرزؤها رزء كبير
ما غصب فاطمة تراث محمّد خطب يسير
كلَّا و لا ظلم الوصىّ و حقّه الحقّ الشهير
نطق النّبىّ بفضله و هو المبشّر و النذير
- اگر سيلاب اشكم فرو نشيند ، از خون دل مدد گيرم .
- بگذار فرو ريزد و آرام نگيرد ، كه مصيبت بس عظيم است .
- ميراث محمد از دخترش دريغ كردند . نه كارى سهل پيشه كردند .
- ابدا . و نه ظلمى كه بر على رفت : حق مشهورش بتاراج بردند .
- رسول حق به فضل و مقامش زبان بر گشود : اوست كه بشير و نذير است .
جحدوه عقد ولاية قد غرّ جاحده الغرور