- از چه بر اسير عشقت نكوهش آرى ، بعد از هجران و عذاب ، نكوهش و سرزنش جفا باشد .
- اگر دل به مهر ديگرى بستى از اينرو از ما گسستى ، تا روز واپسين پيوند مهرت نگسليم .
* و از سرودههاى شاعر است :
* يقولون لو داويت قلبك لارعوى
بسلوانه عن حبّ ليلى و عن جمل
* و هيهات يبرى بالتّمائم و الرّقى
سليم الثّنايا الغرّو الحدق النّجل
- گويندم : دل را مداوا كن باشد كه از مهر « ليلى » و « رعنا » خاطرت بيارامد .
- هيهات . كشتهء چشمان جادو و مرواريد دندان ، از دعا و افسون ، كى شفا يابد .
* تاريخ وفات ابن عودى ، معلومم نگشت ، البته سال ولادتش 478 هجرى است ، عماد الدين اصفهانى هم در سال 554 نزديك واسط ( هماميه ) او را ملاقات كرده است ، با در دست داشتن اين دو تاريخ ، نميتوان تصور كرد كه بعد از تاريخ 554 فراوان زيست كرده ، و يا عمرش از سال 558 تجاوز كرده باشد ، زيرا با اين احتمال ، ساليان عمرش به هشتاد ميرسد ، و اين جزء نوادر است ، خصوصا در اين شهر و ديارى كه شاعر ما ابو المعالى مىزيسته .
( نشريهء مجلهء نجف پايان پذيرفت ) .