- اينك در كاخ وزارت امانت است ، تا مزارى رفيع و شايسته بنيان شود .
- از اين رو اهرام مصر و حرم الهى بخروش آمدند كه از چنين شرافتى محروم ماندند .
- تربت مصر را برگزيدى ، تربتى كه لاله زار بلاد ، بر گورستان آن رشك برد .
- خداى بر آن مردمى خشم گرفت كه از جهالت و گستاخى بدين مرز و بوم هجوم آوردند .
- شگفت آوردى كه « قدار » ناقهء صالح را پى كرد . بهر عصرى صالح و قدار در برابر هم قرار گيرند .
- اى « صالح » نيكپى ، تو بخانهء مجد و كرامت نزول اجلال كردى ، قاتلين به دوزخ و نار پيوستند .
- گر چه قصاص شدند ، اما خاك راه با مهر و ماه كى برابر توان گرفت .
- دشت و كوهساران بر آنان تنگ آمد ، گاه باشد كه صاحب خون بخوابد اما « خون » قرار و آرام نيابد .
- اين پاداش نكو و اجر جزيل گوارايت باد ، و هم شهادت كه شيوهء ابرار است .
- وصى رسول و عمويش حمزه با شهادت در خون طپيدند ، و هم زادهء بتول و جعفر طيار .
* و در روز پنجشنبه كه تابوت ملك صالح را به مزار مخصوصش بردند ، گويد :
يا مطلق العبرات و هى غزار
و مقيّد الزّفرات و هى حرار
ما بال دمعك و هو ماء سافح
يذكى به من حدّ وجدك نار
لا تتّخذنى قدوة لك فى الاسى
فلدىّ منه مشاعر و شعار
خفّض عليك فانّ زند بليّتى
وار و فى صدرى صدى و أوار
- اشك ديده را چون سيلاب بهارى روان ساخته ، اما نالهء جانسوز را در دل انباشته اى .
- از چيست كه اشك ماتم - با آنكه زلال و صاف است - بر گونه ات آتش