- راه بارگاه كه بر بست ، با آنكه فرمانش به هر مرز و بوم روان بود ؟
- يگانه مرد مجاهد را از پيكار مشركين واداشت ، با آنكه سپاهش مهيا و سر بفرمان بود ؟
و من اكره الرّمح الرّدينىّ فالتوى
و أرهقه حتّى تحطَّم عامله
و من كسر العضب المهنّد فاغتدى
و اجفانه مطروحة و حمائله
و من سلب الاسلام حلية جيده
الى أن تشكَّى وحشة الطَّرق عاطله
و من اسكت الفضل الذى كان فضله
خطيبا اذا التفّت عليه محافله
و ما هذه الضوضاء من بعد هيبة
اذا خامرت جسما تخلَّت مفاصله
- نيزهء تابدارش كه بهم در پيچيد ؟ كه ناوك آن در هم شكست ؟
- شمشير هندى به سنگ زد ، غلاف و حمايلش بىصاحب گشت ؟
- زيور اسلام از گردنش باز كرد ، اينك عاطل و باطل ماند ؟
- زبان فضيلت در كام شكست ، با آنكه خطيب محافل بود ؟
- از پس سكوت و وقار ، غوغا و فغان برخاست ، تار و پود جسم را در هم گسيخت ؟
* كأنّ ابا الغارات ما شنّ غارة
يريك سواد اللَّيل فيها قساطله
و لا لمعت بين العجاج نصوله
و لا طرزت ثوب الفجاج مناصله
- پندارى غار تبر قوم ، شب تاز نبرد ، تا غبار معركه چون سياهى شب نمايد ؟
- و نه در پهنه هيجا سنان نيزه اش درخشيد ، و نه ناوك دلدوزش قباى دشمن به خون آزين بست .
- و نه بر عرش زين لجام كشيد تا در ركابش پيادگان بر سوار كاران فخر و ناز فروشند ؟
- سنان نيزه اش در جوشن دشمن نخراميد ، چونان كه سمند تازى از شوق ، به زير رانش مىخراميد ؟
- نگاه مهر آميزش بين حاضران نمىچرخيد : بر مخلص نيكانديش ، يا خصم بدكيش ؟
- محراب عبادت را با رحمت و نعمت ، آوردگاه نبرد را با سطوت و نقمت پر نكرد ؟