- سرانجام كار بىشرمى بدانجا كشاندند كه داد كفر از ايمان گرفتند .
- زيادشان گستاخى از حد بدر برد ، يزيدشان را به هلاك و دمار سپرد .
- آسياى خونى كه خاندان حرب بگردش آورد ، زادگان مروان آسيابان شدند .
- دريغ و افسوس بر اين آزادگان كه باران رحمت الهى و يار ستمديدگان بودند .
- پيكر مباركشان بر سر تپهها چاك چاك ، در بيابانها عريان بر خاك .
- امت سرگشته عليه آنان دست بهم دادند ، بهشت برين فروختند ، دوزخ و نفرين بجان خريدند .
- حق خلافت كه با نصوص قرآنى و تأييد رسالت پناهى ويژهء آنان بود ، ضايع گشت .
- كاش سرورمان ملك صالح زنده بود ، داد آنان از دشمنان مىگرفت .
- همانكه با اخلاص و مودت ، نام مختار از خاطر شيعيان برد . آيندگان بر گذشتگان پيشى گرفتند .
* شاعر ما ، ملك صالح ، روز دوشنبه نوزدهم ماه مبارك رمضان ، سال 556 شهيد شد ، و فقيه دانشمند ، عمارهء يمنى با اين قصيده اش سوگوار آمد :
افى اهل ذا النادى عليم اسائله
فانّى لما بى ذاهب اللَّبّ ذاهله
- در ميان شما صاحب خردى هست كه واپرسم ؟ منكه از خرد بيگانه گشتم .
سمعت حديثا احسد الصّمّ عنده
و يذهل واعيه و يخرس قائله
- خبرى شنيدم . كاش كر بودم . آنكه شنيد از هوش بشد ، آنكه گفت ، زبانش در كام خشكيد .
فهل من جواب يستغيث به المنى
و يعلو على حقّ المصيبة باطله
و قد رابنى من شاهد الحال أنّنى
ارى الدّست منصوبا و ما فيه كافله
- پاسخى هست كه بر مراد و آرزو باشد ؟ خبر راست ، دروغ برآيد ؟
- از شاهد اوضاع در بيمم : شاه نشين برقرار و نشيمن از شاه خالى است .