تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
كه التيام نگيرد . - شبانه تاخت آورد و اگر بر فلك اعلى مىتاخت ، دل در بر اختران مىطپيد . - در آن شب سنان نيزه برق مىزد ، و از نوك آن آتش برمىجهيد . - بدين پندار كه شجاعت و بىباكى مايهء نجات است ، اما بو شجاع بر سرشان كوبيد كه ديگر برنخاستند . - شرابى نوشيدند كه از مستى آن برنخيزند ، جامى از شراب مرگ نى شراب انگور . * و از جملهء اين قصيده : - خدا را زين هيبت و همت كه چه جانها بر خاك هلاك نيفكند . - شبانه چون ماه بر سرشان تاخت و در پيرامون او اخترانى كه در گرد و غبار هيجا پنهان شدند . - با جوانمردانى از بنى رزيك در دو جانب او ، گويا آسياى مرگ بگردش آمد ( 1 ) . * و در قصيدهء ديگرى چنين ستايشگر شده است : - آنها كه از عشق لوليان گردن بلورين بر كناراند ، از لذت دنيا بىخبراند . - در عالم عشق و دلدادگى صفائى است كه جز عاشقان قدر آن نشناسند . - خدا نكند كه عشق پريچهران از دل من برخيزد و نه بيخوابى شب به خواب نازم تبديل شود . * و در همين قصيده گويد : - اگر مالك روح و روان خود بودم ، با اخلاص ، جان در قدمت نثار مىكردم . - لكن « ملك صالح » روان من در اختيار گرفت ، جانم در گرو جود و نوال اوست . - چنان با بخت و اقبال كامور گشت كه در كنارش نشست ، با آنكه پادشهان در برابر او بر خاك نشينند .
هامش
( 1 ) دو قصيدهء كوتاه ديگر در مدح ملك صالح ياد شده كه مجموع ابيات آن 38 بيت است و بخاطر تكرار و ايجاد ملالت ترجمه نشد .