كه التيام نگيرد .
- شبانه تاخت آورد و اگر بر فلك اعلى مىتاخت ، دل در بر اختران مىطپيد .
- در آن شب سنان نيزه برق مىزد ، و از نوك آن آتش برمىجهيد .
- بدين پندار كه شجاعت و بىباكى مايهء نجات است ، اما بو شجاع بر سرشان كوبيد كه ديگر برنخاستند .
- شرابى نوشيدند كه از مستى آن برنخيزند ، جامى از شراب مرگ نى شراب انگور .
* و از جملهء اين قصيده :
- خدا را زين هيبت و همت كه چه جانها بر خاك هلاك نيفكند .
- شبانه چون ماه بر سرشان تاخت و در پيرامون او اخترانى كه در گرد و غبار هيجا پنهان شدند .
- با جوانمردانى از بنى رزيك در دو جانب او ، گويا آسياى مرگ بگردش آمد ( 1 ) .
* و در قصيدهء ديگرى چنين ستايشگر شده است :
- آنها كه از عشق لوليان گردن بلورين بر كناراند ، از لذت دنيا بىخبراند .
- در عالم عشق و دلدادگى صفائى است كه جز عاشقان قدر آن نشناسند .
- خدا نكند كه عشق پريچهران از دل من برخيزد و نه بيخوابى شب به خواب نازم تبديل شود .
* و در همين قصيده گويد :
- اگر مالك روح و روان خود بودم ، با اخلاص ، جان در قدمت نثار مىكردم .
- لكن « ملك صالح » روان من در اختيار گرفت ، جانم در گرو جود و نوال اوست .
- چنان با بخت و اقبال كامور گشت كه در كنارش نشست ، با آنكه پادشهان در برابر او بر خاك نشينند .
هامش
( 1 ) دو قصيدهء كوتاه ديگر در مدح ملك صالح ياد شده كه مجموع ابيات آن 38 بيت است و بخاطر تكرار و ايجاد ملالت ترجمه نشد .