تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
در مناقب ابن شهرآشوب 1 / 540 و مجالس المؤمنين 234 و نيز در « رياض العلماء » اين ابيات ديگر را هم ياد كرده‌اند :
يوم الغدير سوى العيدين لى عيد يوم يسرّ به السادات و الصّيد
- روز « غدير » هم چون روز اضحى و فطر عيد است ، روزى كه سادات و ملوك شاد و مسروراند . - مرتضى على ، آن روز مسند امامت و سالارى دريافت ، با تشريفى از خداى مجيد .
* بقول « أحمد » خير المرسلين ضحى فى مجمع حضرته البيض و السود
- با نص احمد بهترين رسولان ، به نيمروز ، در ميان جمعى انبوه از سياه و سپيد - سپاس خداى را سپاسى بىكران ، بر اين جود و احسان و الطاف بىپايان . * شاعر ، چنان كه در شرح حال او ياد مىشود ، از پيشوايان لغت عربى است كه بر حقائق معانى و نكته‌ها و دقيقه‌هاى آن واقف و مطلع و با كنايات و تعبيرات و زير و بم سخن آشنائى كامل دارد ، و چنان كه ديديم ، از لفظ مولى ، معنى امامت و مرجعيت در احكام دين ، دريافت كرده و آن را در شعر تابناكش بنظم كشيده ، و اين خود يكى از شواهد ادبى است كه در معناى حديث شريف جوياى آن هستيم .

شاعر

: استاد ، ابو الحسن ، على بن احمد فنجكردى ( 1 ) نيسابورى ، از رجال برجستهء ادب و حاذقان و پيشوايان در لغت است ، با وجود اين ادب بارع ، از فقها و شيوخ علم حديث بشمار است . سمعانى در انساب گويد : ابو الحسن فنجكردى ، على بن احمد ، اديب توانا ، صاحب نظم سليس و نثر روان ، كه تا پايان عمرش و دوران پيرى و ناتوانيش از احساس و ذوق ادب برخوردار ماند ، اصول لغت را نزد يعقوب بن احمد اديب
هامش
( 1 ) به فتح فاء ، سكون نون ، ضم جيم يا سكون آن ، و كسر كاف و سكون راء ، بعد از آن دال مهمله . نسبت به « فنجكرد » يكى از دهات نشابور است ( انساب سمعانى ) .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 141 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى