تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
- اى « تيم » هواى نفست خوش آمد ، طاعتش بردى . اى « عدى » از راه حق بدر رفتى . ارث مصطفى را منكر شدى ، با سيه كارى بر مسندش جا كردى . برگو فرمان خلافتت كه نوشت ؟ زادگان « عبد شمس » را بر كرسى امارت نشاندى ، در سيه كارى راه و رسمت پيش گرفتند . مپندار كه از جرم و جنايتشان برى باشى . به حق سوگند حسين را تو كشتى . اى خاندان احمد ، تا چند جگر داغدارم درماتم جانگدازتان در تب و تاب است . قلبم خونچكان . سيلاب اشكم ريزان . آتش دل در اشتعال است . هر گاه از ماتم شما ياد كنم ، حسرت و اندوه بر ديده‌ام فرياد كشد : ديگرت خواب نوشين حرام است . بر كشتهء كربلا سيلاب ماتم روان كن كه آسمان هم بر او خون گريست . اگر امروز در سوك آنان اشك ماتم بريزى ، فرداى قيامت با چهرهء خرم بپاخيزى . اى خداى من . اين مهرى كه بدل دارم ، سپر بلايم ساز تا از سيه كارى و شرك در امان مانم . شكست « جبرى » را ترميم كن . از هر سيه كارى كه خون آنان ريخت ، برى گردان . از بركاتشان ز آتش نيرانم نجاتبخش ، آن روز كه دشمنان در غل و زنجير باشند ( 1 ) .
هامش
( 1 ) قصيده را كه 102 بيت است از نسخهء بسيار قديمى كه در قرون وسطى كتابت شده برداشت كرديم ، در اعيان الشيعه ج 5 ص 263 نيز ثبت شده جز اينكه 9 بيت آن ناقص است .