تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
- او از امت سيه كار خونآشام الهام گيرد و من چون سرورانم راه صبر و شكيبائى پيش گيرم . - نه اين است كه سوك آنان جانگدازتر از سوك من است ؟
* حماتى - اذا لانت قناتى - و عدّتى اذا لم تكن لى عدّة عند شدّتى
- اى سروران من - به هنگام درماندگى - و اى ذخيرهء روزگاران سختى و واماندگى . - حزب ستمكاران با خدا بجنگ برخاستند و به هر چاهى كه خود در افتادند ديگران را به دنبال خود كشاندند . - دلهائى كه با آئين جاهليت خو گرفتند و از آئين حق نفرت فزودند . - در پاسخ جدتان احمد ، چه عذر و بهانه اى خواهند داشت .
و أشهر ما يروونه عنه قوله تركت كتاب اللَّه فيكم و عترتى
- با آنكه وصيت رسول دربارهء قرآن و عترت ، مشهورترين حديثى است كه زيب منابر خود سازند . - اما نه . دنيا با زر و زيور متجلَّى شد و آنان به سويش تاختند . اين است كه دلها را باژگون بينى . *

و نيز دربارهء خاندان رسول سرايد

:
أصبحوا يفرقون من افراقى فاستغاثوا فى نكستى بالفراق ما صبرتم لقد بخلتم على المدنف حقّا حتّى به طول السّياق راحة ما اعتمدتموها بقتلى ربّ خير أتى به غير اتّفاق سوف أمضى و تلحقون و لا علم لكم ما يكون بعد اللَّحاق
- صبحگاهان كه تبم بريد ، از گردم پراكنده شدند ، و چون بحران تب فزود ، صدا به شيون بركشيدند . - درنگ نياوردند تا حق پرستارى ادا كرده باشند ، حتى چندان نپائيدند كه جانم از تن برآيد . - رهايم كردند تا در مرگ من تعجيل كنند ، خوشبختانه از اين تنهائى آرامش و راحتم رسيد ، گاه شود كه نيكى و احسان بدون اراده اتفاق افتد .