را در حجاب كرد .
* ركبوا بحر ضلال سلموا
فيه و الاسلام منهم ما سلم
- به درياى ضلالت و سرگشتگى غوطه ور گشتند و بجان رستند ، ولى اسلام از دست آنان نرست .
ثمّ صارت سنّة جارية
كلّ من امكنه الظلم ظلم
- از آن پس ، سياهكارى رواج يافت ، و هر كس هر چه توانست كرد .
- شگفتا . حقى كه با شمشير شما رونق گرفت ، دربارهء شما اجرا نگشت .
- تنها مهر و دوستى شما - چنانچه عبد المحسن صورى گويد - در ميان دوستان پابرجاست .
و أبيكم و الَّذى وصّى به
لأبيكم جدّكم فى يوم « خمّ »
- سوگند بجان على . و سوگند به آن عهدى كه جدتان در « غدير خم » گرفت .
- ساير امتها كه بفرمان روائى شما گردن نهادند ، حجت رسول را بر قوم او تمام كردند .
شاعر
:
ابو محمد ، عبد المحسن بن محمد بن احمد بن غالب بن غلبون ، صورى . از اكابر قرن چهارم و نوابغ رجال آن دوران است و تا اوائل قرن پنجم مىزيسته . اشعار آبدارش در عين سلاست و روانى ، پرمعنى است ، در غزلسرائى لطيف و در بحث و جدل استوار : به هنگام استدلال ، براهين استوار آرد و گاه مدح و ستايش جز بزيبائى و ملاحت ننگرد .
- دفتر اشعارش كه در حدود پنج هزار بيت است ، با لطايف ادبى و حقائق برهانى ، گواه اين مدعا است و نصى بر اخلاص به اهل بيت ، چونان كه ابن شهر - آشوبش در سلك شعرائى نام برده كه بىپروا به ستايش اهل بيت برخاستهاند .
آنچه ما از قصائد و قطعات او انتخاب كردهايم ، روحيهء مذهبى او را بىپرده متجلى ساخته و جبهه بندى او را به سوى خاندان رسول و جانبدارى و حمايت از حقوق آنان نمودار مىكند ، تا آنجا كه مىبينيم به هر چه جز اهل بيت است ، پشت پا زده است ، علاوه بر آنچه در ديوان شعرش از اشارات لطيفه مىيابيم كه